➖️ شروع روز با نوشتن پارهی تازهیی از «کتاب روزنویسی»: اینبار با مرور یادداشتهای فوریام
➖️ سروسامان بخشیدن به مطالب دورهی جدید شعر: آماده کردن جزوهی تازهای پُر از شعرهای کوتاهِ ۳ سطری و بیتهای نغز
➖️ برگزاری جلسهی «تمرینجا»: مونولوگهای خوب در بلندخانی چه خودی نشان میدهند
➖️ وبینار نویسندهساز: اول میخاستم دو-سه تا ازش بخانم، ولی انقدر به همهمان چسبید که تقریبن کل دفتر شعر «درختها به خانهی بخت میروند» را برای بچهها خاندم و لابهلاش نکاتی هم گفتم از شعر و نگاه شاعر
➖️ سه جلسهی کلاس خصوصی، نثر ادبی و داستان کوتاه
➖️ جلسهی اول ۱۳مین دورهی شعر، با حضور حدود ۱۰۰ نفر از همسفران نازنینم: جلسه حدود دو ساعت به طول انجامید، به شعر دیروز و امروز و «فریبآرایی» پرداختیم و با مصرعی از آزاد بلگرامی تمرین وزن کردیم.
➖️ مطالعه و مطالعه و مطالعه
➖️ دوباره رفتم سراغ «ضربان» کلاریسی لیسپکتور تا از فارسیِ پویا رفویی لذت ببرم:
«در درونِ خود، خشونتی زیرزمینی حس میکنم، خشنونتی که تنها حین نوشتن، به سطح میآید.»شاهین کلانتری
«آنجلا محضِ آینده زندگی میکند. به این میماند که من امروز روزنامهها را نخوانم، چون فردا خبرها تازهتر است.»
«آنجلا خیال میکند دستکشیدن از نوشتن همانا و دستکشیدن از زیستن همانا.»
«من رنج بیشتری میبرم زیرا از رنجی که میبرم حرفی نمیزنم.»
«در زندگی، ویرگولی بیش نیستم. دو نقطه، منم من. تو، تو علامت تعجبی مرا.»
«من نیمشب مینویسم زیرا تاریکم من.»
«بدترین سرقت ادبی، سرقت ادبی آدم از خودش است.»
«زندگیام میخواست نویسنده باشم و این شد که نوشتم من.»
#گزارش_نیک
برای نوشتن گزارش نیک امروز روی لینک زیر کلیک کنید:
https://shahinkalantari.com/gozaresh-106/
