✅مرداد و سرخوردگانش
گرامیداشت دو رویداد انقلاب مشروطیت در ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هر دو در مرداد، برای من همواره یادآور یک سالگشت دیگر نیز بوده است. آن هم سالگشت دراز آهنگ سرخوردگان از شکست آرمانهای هنوز محقق نشده مشروطیت و نهضت ملی است؛ امسال این سومی به واسطه وقایع اخیر کشور حال و هوای خاصی دارد. گویی ما ایرانیان امروز نیز پس از آنکه فاجعه از پی فاجعه را از سر گذراندیم و هنوز نیز در بطن آن زیست میکنیم با شتاب در حال پیوستن به همان جرگه هستیم. واکنشها اما، همواره از سوی مردمان این دیار یکسان نبوده است.روانِ دغدغهمندان وطن، همیشه زخمیتر و آسیبپذیرتر بوده است شاید به حکم آنکه مفهوم «وطن» را جور دیگری در مییافتند و شاید هم گاهی نزدیک بودن مقصد، ایشان را از شکست بهتزده میکرده است.
🔸سرخوردگان از آرمانهای انقلاب مشروطیت همواره انگیزههای خوبی برای ادامه، داشتند.چرخههای شکست و پیروزی،گویی هنوز آنقدر اعتبار و امید را در خود داشت تا روشنفکر زمانه را به حرکت وادارد. با این حال بعد از فتح تهران، ماجرای پارک اتابک، دعوی اعتدالیون و عامیون و اولتیماتوم روس کسی همچون بهار با آنکه «درد ایران بی دواست» را میسرود همچنان امیدی به ادامه داشت.
🔸در هر حال آمال آزادیخواهانه را اینبار دیگرانی با مشت آهنین جلو بردند و خودشان نیز بتدریج زیر همان مشت له شدند و سرنوشتی بهتر از سرخوردگان مشروطه نصیبشان نشد. گرچه بهار و میرزاده عشقی هنوز با سرودن «جمهوری نامه» در مخالفت با رضاشاه توانی داشتند.
🔸شکست نهضت ملی تأثیرات عمیقتری را بر روشنفکران و آرزومندان رسیدن به نوعی دموکراسی ایجاد کرد.کودتا مُهر پایانی بر مسیر دموکراسی بود و اینبار استبداد با فرمتی مدرن مشت آهنین را به کار میبست. در دوره جدید تمام مولفههای دموکراسی ـ پارلمان ،قانون اساسی، تفکیک قوا، احزاب ،روزنامهها و... ـ ظاهراً حاضر بود. اما همانگونه که هویدا در مجلس بیمحابا در پاسخ به منتقدین میگفت: «قانون اساسی من، منویات علی حضرت است» این استبداد بود که در باطنی تمامیتخواهانه به دنبال تحقق «دموکراسی اقتصادی» دموکراسی غربی را نامناسب به حال ایران و ایرانی میدانست.
🔸کودتا ۲۸مرداد ۱۳۳۲ اما بر سر، سرخوردگانش مصائب دیگری را نیز آور کرد. نادر نادرپور یکی از شاعران برجسته ایرانی و از اعضای برجسته حزب توده بود که همراه خلیل ملکی از آن جدا شد و در نهایت تسلیم افیون تریاک شد.
🔸شفیعی کدکنی معتقد است که مرگ و ناامیدی همراه با یافتن تسلی در تریاک، هرویین، حشیش و شراب یکی از مضامین اصلی شعر بعد از کودتا را تشکیل میداد. هنرمندان، آگاهی سیاسی و اندوه خود را در نشئهکنندهجات غرق کردند تا از نکبت ایرانی بگریزند.فتحالله مجتبایی اشکهای جگرسور فریدون توللی یکی دیگر از غولهای شعر و شاعری ایران را به یاد میآورد که او نیز خود را تسلیم افیون کرد. مهدی اخوان ثالث یکی از نمادهای شعر نو ایران، بیست و پنج ساله بود که کودتا شد او در شعر معروفی که «خانهام آتش گرفته»نامیده میشود حال و هوای چنددستگی و ایام سیاه پس از مصدق را به طور جاودانهای به تصویر کشید:
خانه ام آتش گرفتست، آتشی جانسوز
هر طرف میسوزد این آتش؛ پرده ها و فرش ها را… تارشان با پود…
من به هر سو میدوم گریان؛ در لهیب آتش پر دود
وز میان خندههایم تلخ و خروش گریهام ناشاد
از درون خستهی سوزان؛ میکنم فریاد ای فریاد…
خانهام آتش گرفتست؛ آتشی بیرحم
همچنان میسوزد این آتش؛ نقشهایی را که من بستم به خون دل...
برای بسیاری، کودتا معادل ایرانی روز نکبت فلسطینیها «روز فاجعه و تاریکی » بود. اخوان در ۱۳۳۵ شاهکار دیگری به نام «زمستان» را منتشر کرد که مرورگر زندگی شبحگون ایرانیها بعد از کودتا بود:
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است....
منبع:ظهور استبداد مدرن در ایران، علی رهنما،ترجمه پوریا پرندوش، نشر نگاه معاصر.
✍️داود الهی، دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام،دانشگاه شهید بهشتی تهران.
@tarbd
📚📚📚📚📚
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd
Telegram
صدای تاریخ(تاریخ بی دروغ)
"تاریخ تنها مزرعه ای است که در آن هیچ دانه سالمی از بین نمی رود"
https://telegram.me/tarbd

2
1August 22, 2026 371 3