Forwarded fromاتچ بات
رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی مسکین چو من به عشق گلی گشته مبتلا و اندر چمن فکنده ز فریاد غلغلی میگشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم میکردم اندر آن گل و بلبل تاملی گل یار حسن گشته و بلبل قرین عشق آن را تفضلی نه و این را تبدلی چون کرد در دلم اثر آواز عندلیب گشتم چنان که هیچ نماندم تحملی بس گل شکفته میشود این باغ را ولی کس بی بلای خار نچیدهست از او گلی حافظ مدار امید فرج از مدار چرخ دارد هزار عیب و ندارد تفضلی غزل ۴۶۵ از دیوان حضرت حافظ 🎤مائده ابوالفتحی https://t.me/taranehvaresh
Telegramattach 📎
1August 29, 2026 92 1