در این غربتِ یخزده،
در این شبی که چون سنگ
بر شهر نشسته است،
کدام نور
خورشیدِ من است؟
من،
در غیابش،
به دهها چراغ
دل بستم.
روشن شدند.
مردند.
و من،
هر بار،
سردتر شدم.
هنوز
چشم
به راهم.
نه برای چراغی دیگر؛
برای آن صبح
که اگر سر برسد،
دیگر
هیچ نوری را
خورشید
نخواهم نامید.
#الفه
☀️@student_twitter☀️
5
2August 28, 2026 613