مدت زیادي بود که یواشکي بهتون نگاه ميکردم،
تا وقتي چشمـام رو ميبندم و خوابم ميبره،
بتونم تصویرتون رو توي ذهنم ببینم.
اینطور نیست که همیشه کنارتون بوده باشم،
اما نميدونم چرا
حالا که باید تنهایي قدم بردارم،
همهچیز یه کم غریب به نظر ميرسه.
همهچیز رو دربارهی من یادتون بمونه،
وقتي موسیقي متوقف ميشه…
واضحه،
اون برق کوچیكي که
گوشهی چشماتونه.
چون من برميگردم،
همهمون ميدونیم
که این انتظار
ممکنه یه کم طول بکشه.
اما چون شما هم برميگردین،
من منتظرتون ميمونم.
هنوز خیلي چیزها رو
دربارهی پایانها نميدونم.
چون من برميگردم،
برميگردم،
برميگردم…
شما کمکم دورتر و دورتر میشین،
اما درون من
بیشتر و بیشتر رشد ميکنین.
همهچیز رو دربارهی من یادتون بمونه،
وقتي موسیقي متوقف میشه…
نميتونم به این راحتي بگمش،
خودتون میدونین،
من همیشه یه کم دیر متوجه ميشدم…
اما دلم براتون تنگ میشه
و مثل همیشه دوستتون دارم.
چون من برميگردم،
منتظرتون ميمونم.
هنوز خیلی چیزها رو
دربارهی پایانها نميدونم.
من برمیگردم.
◜︶ ۫ ˓ 𝐼’𝓁𝓁 𝒷𝑒 𝒷𝒶𝒸𝓀 ˒ ۫ ︶◝
11September 1, 2026 45 2