سلام
📊 چند روز پیش درباره این سؤال نوشتم که چرا بسیاری از گزارشها و داشبوردهای سازمانی استفاده نمیشوند.
صادقانه بگویم، انتظار داشتم بیشتر درباره ابزارها، تکنولوژی یا نحوه طراحی گزارش صحبت شود.
اما چیزی که از دل گفتگوها بیرون آمد، برای خودم هم جالب بود.
تقریباً هرکسی از زاویه تجربه خودش به موضوع نگاه میکرد:
🔹 یکی میگفت باید کنار کاربر نشست و رفتار واقعی او را دید.
🔹 دیگری میگفت همیشه چنین فرصتی وجود ندارد و محدودیتهای سازمانی را هم باید در نظر گرفت.
🔹 فردی روی آموزش کاربران و نقش Master Trainer تأکید داشت.
🔹 عدهای معتقد بودند مشکل اصلی، بلوغ پایین سازمانها در استفاده از داده است.
نکتهای که برای من پررنگ شد این بود که ما معمولاً تصور میکنیم همه درباره یک مسئله صحبت میکنیم؛ در حالی که هرکدام از ما در حال توصیف بخشی از یک سیستم بزرگتر هستیم.
شاید مسئله اصلی «گزارش» نباشد.
شاید مسئله، فاصلهای باشد که بین نگاه توسعهدهنده، مدیر، کاربر و تصمیمگیرنده وجود دارد.
هرکدام واقعیت را از زاویه خودش میبیند و اگر این زاویهها به هم متصل نشوند، حتی بهترین نرمافزارها هم نمیتوانند ارزش واقعی ایجاد کنند.
برای من، این گفتگو فقط درباره گزارش نبود؛ بلکه شروع یک سؤال بزرگتر بود:
"❓ به نظر شما، بزرگترین شکاف بین تیمهای فنی و کسبوکار در سازمانها چیست؟ "
اگر تجربهای دارید، خوشحال میشوم آن را بخوانم. احتمالاً پاسخها، مثل دفعه قبل، از خود سؤال ارزشمندتر خواهند بود.
🧩 Organizational Pattern #002
4
1July 7, 2026 2K 8 7