مهین قصد داشته پرایدش رو بفروشه و یه ماشین بهتر بخره که یکی از دوستای خانوادگیشون میگه من اینکارو برات میکنم. پرایدتو بده به من و طلاهاتم بیار بده بهم تا با پولش ماشین بهتر برات بخرم. مهین برای همین کار 29 مرداد از خونه خارج میشه ولی دیگه برنمیگرده تا اینکه معلوم میشه این دوست خانوادگی وسط راه مهین رو خفه کرده و طلاها و ماشینشم دزدیده و جسدشم توی نظرآباد کرج رها کرده.واقعا به دوست و آشنا هم دیگه نمیشه اعتماد کرد. پدر مهین گفته طرف انقدر آدم خوبی بوده مثل چشمامون بهش اعتماد داشتیم و هرگز فکر نمیکردیم اینکارو بکنه.
@SparTaxy ☜




