«هیچ، میهیچد»
این بیان از هایدگر که قریب به ۱۹ سال پیش وارد ذهنم شد،
اگرچه بحثهای فلسفی و زبانی گسترده در پی داشته،
اما در تعبیر اگزیستانسیال،
هم میتواند اوج ناامیدی باشد.
هم اوج زندگی بخشی:
او به عدم، زندگی میبخشد.
و البته که هیچیدن، سراسر اضطراب و امید است.
اگرچه هیچیدن، تغییری در جهان خارج ایجاد نمیکند. هر آنچه میکند با خود میکند.
نمیدانم در کتاب هستی و زمان چه گفته،
ولی فکر میکنم تامل روی همان جمله معروفش، خیلی ابعاد را باز میکند و در یک جمله، هر آنچه باید را گفته است.
«هیچ میهیچد»، یک تابع دلتای دیراک است. انرژی بینهایت را در زمان صفر آزاد کرده است.
شوق و زور حیات را نشان میدهد.
وقوع وجود در بستر عدم با فهم کوانتومی را تبیین میکند.
بَر جَه ای عاشق برآور اضطراب
بانگ آب و تشنه و آنگاه خواب
August 18, 2026 371 2