برای داشتنت حاضر بودم قدرت بدم ، قدرت بگیرم ، جون بدم و جون بگیرم !!
و جالب اینجاست که تو هنوزم فکر میکنی اهمیتی برام نداری !
پس یک بار دیگه میپرسم ... بنظرت وقتشه خودمم تقدیمت کنم؟
یا میخوای برگردی به اولین باری که همدیگه رو دیدیم؟ درست به همون باری که شرابها مزهیِ خون میدادند و آبجو مثلِ شیرهی وجودی بود !
Your chest
15August 23, 2026 471 13
