خیلی متاسفم
برای اینکه اقیانوس بودم
وقتی تو فقط به یک دریاچه نیاز داشتی
خیلی متاسفم
برای اینکه خیلی تند رفتم
و نمیدانستم کِی باید ترمز کنم
و متاسفم
برای اینکه شمع بودم
وقتی تو به یک خورشید نیاز داشتی
خاطرات عزیز میشوند
وقتی که دیگر آن لحظه گذشته است
من خاطراتت را برای ویسکی و سیگارهایم بازگو خواهم کرد
من خاطراتت را برای بارهای نیمه خالی بازگو خواهم کرد
من خاطراتت را برای خودم، تنهای تنها بازگو خواهم کرد
این داستان ماست
آدم درست، در زمان اشتباه
ما راهمان را جدا خواهیم کرد
اما خاطرهات باقی میماند
ما فرسنگها از هم دور خواهیم شد
و تو در قلب من زندگی خواهی کرد
اگر چه متاسفم
اگر چه دلتنگ و غمگینم
هر طلوع خورشیدی
یک غروب هم در پی دارد!
نمیخواستم معنیشو بنویسم اما از بس قشنگه که دلم نیومدش؛ 🫠💘
1
1
1
1June 23, 2026 98 2