🚌 خاطره های بزن بریم جنوب ۲
همهچی از یه سؤال ساده شروع شد؛ یه سوال ساده و یه جواب ساده، شامل یه جمله که بعدا میگم و البته یه مقصد: جنوب.
مقصدی که به لطف اطلاعرسانی عجیب و مینیمال سورهآل 🤌، بیشتر شبیه یه جهت جغرافیایی بود.
سفر با زیارتِ کوتاهِ حالخوبکن تو حرمِ حضرت معصومه شروع شد. چند دقیقهای کلللی معنوی شدیم 👳♂📿؛ اما بعد سوار اتوبوس شدیم و متأسفانه بلوتوث ضبط که مثل ساعت کار میکرد.
صبحِ زود رسیدیم به قلعه فلکالافلاک، احتمالا همون قلعهی هاگوارتز هری پاتر! 🤓 بعد رفتیم آپادانا؛ مرکز فرماندهی ایرانِ بزرگ، یعنی بخش جدیای از جهانِ قدیم. دم غروب و تو آسمون بنفش شوش، یه سر زدیم به آرامگاه دانیال نبی و حال و هوا میطلبید اون قابِ عجیبِ از پایین ثبت بشه.
مقصد آخر؟ دوکوهه.
شبنشینی تو دوکوههی مرموز رو باید حضوری تعریف کرد. چایی با کیک هویج تو دفتر سورهآل، طلب شما.
تا فردا.(محدودیتها اجازه نداد امروز جمله مرموز جواب رو بهتون بگم.)
سوالی داشتی از من بپرس:
👨💻 @msadatsharif
🌕 سوره آل
📎 @soore_all
14
2
2
2
1
1
1February 27, 2026 1K 7









