السلام علیک یا حر بن یزید ریاحی
یا حسین ای از تمام هر چه هست
یکتنه بیرون زدی با پشت دست
پشت دستت را چو هنگام نماز
میتکانی پشت سر از روی ناز
یعنی از هر چیز آزادم، منم
نیست روحی جز خدا بین تنم
پس تو آزادی تو آزاد و رها
قیدها دارد اگرچه کربلا
هر که آزاد است با تو اوخوش است
وگرنه آزادیِ بی تو دلکُش است
حضرت مصداق آزادان ز غم
کیست در وادی تو ای محتشم
کیست آن از خود تهی از تو پُر
جز امیر توبه کاران شخص حُر
وقت شد تا از در اخلاص هم
مدح گویم مدح خاص الخاص هم
شرح گویم زبدهی توّاب را
قاب گیرم آن برون از قاب را
گرچه ممکن نیست حصر او به مدح
می زنم آزاده را آزاد شرح
آن امیر شیر از اقبال سعد
خرمنش را زد ز نور شاه رعد
آمد و از این سعد افتاد دور
شد جدا از شر و شد واصل به شور
نور را بر ظلمت خود چیره کرد
از دل و جان سیر سیر سیره کرد
شد ز توابان درگاه حسین
زد قدم از توبه در راه حسین
آمد و با شاه گفت انّی معک
حَر گرما شد برای حُر خنک
توبهاش چون شد قبول دستگاه
از همان جا زد به قلب آن سپاه
کشت شیر از کافران بسیار را
کرد مشکل بر شغالان کار را
تا سرانجام از وفور تیر و تیغ
شد نفس بر سینهی آن شه دریغ
ضعف شد مستولی و شد سرنگون
ریخت اشک از دیده و از جبهه خون
کشته شد در راه سالاری غریب
شد ز هر روزی به حق خود قریب
پس حسین آن سرور لب تشنگان
آمد و بوسید از رویش ز جان
بوسهی شه توبه اش را مهر زد
مهر بر آن آفتاب طُهر زد
شد به روی خاک آن وادی شهید
عاقبت حُر هم به آزادی رسید
معنی زنجانی
@sohrabiOfficial
July 8, 2025 6.3K 21