السلام علیک یا عبدالله بن الحسن
سلام الله علیه
شمسی و روی زمین با روی ماه افتادهای
تا اذان مانده چرا در سجدهگاه افتادهای
سینه تنگ و عرصه تنگ و غربت تو میکشد
زیر دست و پای دشمن بی سپاه افتادهای
گفت بابا دست خود را حائل رویت کنم
راست گفته مثل زهرا بی پناه افتادهای
ای عمو از خیمه میآیم کمی آرام باش
از چه با زانو به سوی خیمه راه افتادهای
خوب معلوم است از پیشانی و ابروی تو
با رخت از روی مرکب گاه گاه افتادهای
در دل گودال جای ماهرویی چون تو نیست
یوسف زهرا چرا دربین چاه افتادهای
من به هل من ناصر تو آمدم در قتلگاه
آمدم دشمن نگوید از نگاه افتادهای
معنی زنجانی
@sohrabiOfficial
July 7, 2025 5.3K 21