من عاشق خنده‌هایش نبودم؛ عاشق لحظه‌هایی بودم که خنده از صورتش می‌رفت… — 「 ســقــوط 」 — TG.ME

من عاشق خنده‌هایش نبودم؛ عاشق لحظه‌هایی بودم که خنده از صورتش می‌رفت و خستگی، بی‌پناه گوشه‌ی چشم‌هایش می‌نشست. عاشق سکوتش بودم، همان سکوتی که پشتش هزار حرفِ نگفته پنهان بود. من عاشق آدمی نبودم که همیشه شاد باشد؛ عاشق همان آدمی بودم که با تمام خستگی‌هایش، باز هم سعی می‌کرد لبخند بزند. @soghoote_man

September 5, 2026 168 4