چه کسی حق شنا کردن دارد؟ استخرهای عمومی، داستان دو شهر و چشم‌اندازِ… — ️ شبکه جامعه شناسی — TG.ME

🏊‍♂ چه کسی حق شنا کردن دارد؟
استخرهای عمومی، داستان دو شهر و چشم‌اندازِ شهری قابل‌ شنا

در تابستان‌های گرم لندن، چه کسانی واقعاً به مکان‌های عمومی برای شنا دسترسی دارند؟ استدلال اصلی #مازوکاتو این است که دسترسی به فضاهای شنای عمومی (استخرها، دریاچه‌ها، رودخانه‌ها) در بریتانیا از پس از کووید به‌تدریج طبقاتی شده است؛ سیستم رزرو و هزینه‌های ورودی به‌ظاهر برای «ایمنی» طراحی شده‌اند، اما در عمل نوجوانان و خانواده‌های کم‌درآمد را که امکان برنامه‌ریزی و پیش‌پرداخت ندارند، کنار می‌زنند.

او این وضعیت را «داستان دو شهر» می‌نامد: یک شهر می‌تواند از پیش رزرو کند و هزینه بپردازد و بنابراین مانعی در برابر خود نمی‌بیند؛ شهر دیگر با درهای بسته روبه‌رو می‌شود. مسئله فقط استخر نیست، بلکه برکه‌ها، رودخانه‌ها، کانال‌ها، دریاچه‌ها و سواحل شهری را هم دربرمی‌گیرد؛ فضاهایی که به‌علت حصارکشی، آلودگی یا هزینه‌دارشدن، از دسترس بخش بزرگی از مردم خارج شده‌اند. مازوکاتو بازپس‌گیری آب‌های شهری را فرصتی مهم برای سیاست شهری می‌داند: نه صرفاً حفظ یک استخر شهرداری، بلکه ایجاد امکان دسترسی عمومی به آب، تفریح و امنیت در شهر.

در این چارچوب، استخرهای عمومی بخشی از «زیرساخت سبز و آبی» و نیز زیرساخت اجتماعی شهر هستند؛ یعنی مکان‌هایی که مردم در آن‌ها کنار هم زندگی‌کردن، تعامل و احساس تعلق را تجربه می‌کنند. او به تاریخ لندن اشاره می‌کند که در دهه ۱۹۳۰ با ساخت لیدوها و استخرهای روباز، دسترسی به زیبایی، فضای باز و آب را حقی عمومی می‌دید، نه امتیازی لوکس. در نگاه او، میدان‌های عمومی، کتابخانه‌ها، مراکز جوانان و اجتماعی و استخرها، همگی فضاهایی‌اند که کرامت و شکوفایی انسانی را ممکن می‌کنند.

مازوکاتو برای نشان‌دادن سیاسی‌بودن دسترسی به شنا، به تاریخ استخرهای عمومی آمریکا رجوع می‌کند. استخرهای شهری ابتدا برای طبقه کارگر ساخته شدند، اما در دهه‌های میانی قرن بیستم با تفکیک نژادی به فضاهایی عمدتاً برای سفیدپوستان مرفه تبدیل شدند؛ سپس با پایان تفکیک نژادی، بخشی از گروه‌های ثروتمند به استخرهای خصوصی خانه‌های خود عقب‌نشینی کردند. او همچنین نمونه ملبورن را یادآور می‌شود که در سال ۱۹۹۴، یک کارزار محلی توانست حمام عمومی فیتزروی را از تعطیلی نجات دهد؛ نمونه‌ای که نشان می‌دهد خصوصی‌سازی و حذف از فضای مشترک، سرنوشت محتوم نیست.

او در برابر نگاه صرفاً مالی به اداره استخرها، نمونه استرالیا را مطرح می‌کند؛ کشوری که از اوایل قرن بیستم شبکه‌ای گسترده از استخرهای عمومی در شهرها، حومه‌ها و مناطق دورافتاده ایجاد کرده است. بر پایه گزارش ۲۰۲۵ Royal Life Saving Australia، این زیرساخت سالانه ۱۲.۸۴ میلیارد دلار ارزش اجتماعی تولید می‌کند؛ از جمله از مسیر سلامت جسمی و روانی، پیشگیری از غرق‌شدگی، کاهش تنهایی و تقویت پیوندهای اجتماعی. مازوکاتو استدلال می‌کند که این منافع معمولاً در محاسبات بودجه‌ای دیده نمی‌شوند، زیرا در درآمد مستقیم مرکز ورزشی ظاهر نمی‌شوند و آثارشان در بلندمدت و در بودجه حوزه‌هایی مانند سلامت و خدمات اجتماعی نمایان می‌شود. همچنین به تجربه هلند و فرانسه (پاکسازی رود سن برای شنای عمومی) به عنوان الگوهای موفق سیاست‌گذاری برای «شهرهای قابل‌شنا» اشاره می‌کند.

راه‌حل پیشنهادی او یک «ماموریت» عمومی است: تا پایان دهه، هر فرد بتواند حداکثر در پانزده دقیقه از خانه‌اش به یک محل امن، سالم و قابل‌دسترس برای شنا ــ استخر، لیدو، رودخانه یا دریاچه ــ برسد. این هدف به هماهنگی میان شوراهای شهری، شرکت‌های آب، برنامه‌ریزان حمل‌ونقل و سازندگان نیاز دارد و باید هم‌زمان حق دسترسی به آب و حق یادگیری شنا را تضمین کند؛ زیرا شکاف مهارت شنا در بریتانیا نیز طبقاتی و جغرافیایی است. نویسنده این بحث را در پیوند با کتاب تازه‌اش، The Common Good Economy: A New Compass، طرح می‌کند و توضیح می‌دهد که اقتصاد خیر عمومی باید بر هدف روشن، مشارکت، اشتراک دانش و منافع، شفافیت و پاسخ‌گویی استوار باشد. یادداشت کامل او را می‌توانید در وبلاگش بخوانید.

🎺 رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

✔️عضویت سریع در کانال‌های شبکه‌جامعه‌شناسی (add list)

[ شبکه جامعه‌شناسی✉️| واتساپ📱رویدادنگار علوم انسانی🗓 | کاریابی علوم اجتماعی🤝 | ‌انگاره 🔍]
Substack
Who Gets to Swim?
Public pools, a tale of two cities, and the moonshot for a swimmable city
👍4❤2
August 11, 2026 2.3K 2 16