حماقت را معمولاً نبود هوش میدانیم، اما این تصور کاملاً نادرست است. حماقت در واقع بیشتر شبیه «دوقلوی شرور» هوش است؛ یک فرآیند فعال که خودش به هوش نیاز دارد تا شکل بگیرد، نه یک خلأ ساده در ذهن. تعریف دقیقتر این است: هوش یعنی حل یک مسئله پیچیده با یک راهحل ساده، اما حماقت دقیقاً برعکس این عمل میکند؛ یعنی با ابزارها و نظریههای پیچیده و باورپذیر، یک مسئله ساده را سختتر و مغشوشتر میکند.
برای نشان دادن این ایده، چند نمونه تاریخی و علمی مطرح میشود:
+ تلاش برای توضیح روان انسان با مکانیک کوانتوم، که یک پدیده نسبتاً ساده را در قالبی بیش از حد پیچیده دفن میکند
+ پروژه Cybersyn در شیلی دوران آلنده، که سعی داشت اقتصاد ملی را مثل یک ماشین کنترل فیدبک ساده مدیریت کند، در حالی که میلیونها کنشگر اقتصادی با اطلاعات و اهداف متضاد در آن دخیل بودند.
+ لرد کلوین که با تکیه بر دانش فیزیکی معتبر خودش، تنها چند سال پیش از پرواز برادران رایت، «غیرممکن» بودن پرواز به دلیل سنگینتر از هوا بودن را اثبات کرد.
خطر اصلی عصر #هوش_مصنوعی نه اشتباه کردن ماشین، بلکه از دست رفتن توانایی انسان برای تشخیص آن اشتباه است، چون ظرفیت نقد و تفکر را کامل به الگوریتم میسپاریم. راهکار شاید این است که همزمان با سرمایهگذاری در «علم هوش»، به یک «علم حماقت» نظاممند هم نیاز داریم تا مکانیسم تبدیل هوش فردی و نهادی به فاجعههای جمعی را بفهمیم.
این یادداشت خلاصهای از مقالهایست که در Nautilus منتشر شدهاست. این مقاله را دیوید سی. کراکاوئر نوشته که استاد کرسی ویلیام اچ. میلر در حوزه سیستمهای پیچیده است.
💡 #رسانه شمایید. اگر میپسندید، لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
👈 عضویت سریع در مجموعه شبکهجامعهشناسی در تلگرام
👈 یا در واتساپ و اینستاگرام و بـلـه دنبال کنید.


