وقتی جام جهانی هنوز جهانی نبود مک لوهان و فوتبال با قواعد هالیوودی در… — مجال (مهدی حمیدی) — TG.ME

وقتی جام جهانی هنوز جهانی نبود
مک لوهان و فوتبال با قواعد هالیوودی

در ۳۰ ژوئیه ۱۹۳۰، داور سوت پایان نخستین فینال جام جهانی را به صدا درآورد. اروگوئه قهرمان جهان شد. اما جهان، آن لحظه را ندید. نه دوربینی آن را ثبت کرد، نه صفحه‌ای روشن شد و نه کودکی در جایی دور، با دیدن آن صحنه رؤیای فوتبالیست شدن در سر پروراند. جام جهانی برگزار شده بود، اما جهان چند روز بعد، از روزنامه‌ها و رادیو فهمید در مونته‌ویدئو چه رخ داده است.
این تاریخ را می‌توان با یک پارادوکس خلاصه کرد: فوتبال جام جهانی را خلق کرد، اما رسانه آن را جهانی کرد.
سال‌ها بعد، مارشال مک‌لوهان، نظریه‌پرداز برجسته رسانه، جمله‌ای نوشت که به یکی از مشهورترین گزاره‌های علوم ارتباطات تبدیل شد: «رسانه، خودِ پیام است.» منظور او این نبود که رسانه فقط پیام را منتقل می‌کند؛ رسانه، شیوه دیدن و تجربه کردن جهان را نیز تغییر می‌دهد. در فوتبال نیز همین اتفاق افتاد؛ رسانه فقط جام جهانی را پوشش نداد، بلکه تجربه‌ای تازه از آن آفرید.
پیش از عصر رسانه‌های تصویری، فوتبال قهرمان داشت، اما ستاره جهانی به معنای امروز نداشت. گی‌یرمو استابیله، آقای گل نخستین جام جهانی، هشت گل به ثمر رساند، اما هرگز به حافظه مشترک جهان راه نیافت. تفاوت در استعداد نبود؛ تفاوت در رسانه بود. تلویزیون، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مقیاس دیده‌شدن را دگرگون کردند. امروز لامین یامال، کیلیان امباپه، وینیسیوس جونیور، لیونل مسی و کریستیانو رونالدو فقط فوتبالیست نیستند؛ خودِ رسانه‌اند. هر حرکت یا شادی گلشان میلیون‌ها بار بازتولید می‌شود.
این تحول فقط فناورانه نبود؛ اقتصاد را نیز دگرگون کرد. سرمایه‌داری خیلی زود دریافت که فوتبال فقط نود دقیقه مسابقه نیست؛ کارخانه‌ای برای تولید توجه است. در اقتصاد امروز، آنچه خریدوفروش می‌شود فقط کالا نیست؛ توجه انسان‌هاست و فوتبال به موفق‌ترین کارخانه تولید این کالا تبدیل شده است. هر گل، هر اشک یا حتی سکوت یک ستاره می‌تواند به خبر، تبلیغ و سرمایه تبدیل شود. فوتبال دیگر فقط روی چمن بازی نمی‌شود؛ در رسانه‌ها نیز تولید می‌شود.
هم‌زمان، خود ورزشگاه نیز دگرگون شد. تا پیش از عصر رسانه‌های تصویری، ورزشگاه برای تماشاگران ساخته می‌شد؛ امروز بیش از هر چیز برای دوربین‌ها ساخته می‌شود. معماری ورزشگاه و حتی زمان آغاز مسابقه، تابع میلیاردها بیننده‌ای است که مسابقه را از پشت صفحه‌های نمایش دنبال می‌کنند. تماشاگر روی سکو هنوز مهم است، اما مخاطب اصلی دیگر او نیست.
جام جهانی ۲۰۲۶ نماد کامل این دگرگونی است. رقابت‌هایی با ۴۸ تیم، ۱۰۴ مسابقه و سه کشور میزبان که انتظار می‌رود رکوردهای پیشین دسترسی رسانه‌ای را پشت سر بگذارد. این جام به بزرگ‌ترین شبکه تولید محتوای ورزشی جهان تبدیل خواهد شد. بعید است تصادفی باشد که یکی از میزبانان اصلی آن آمریکا است؛ کشوری که صنعت سرگرمی را به یکی از مهم‌ترین صادرات فرهنگی خود تبدیل کرده است. از کمپانی مارول تا دیزنی و نتفلیکس، منطق مشترکی وجود دارد: تبدیل احساس و تصویر به صنعتی جهانی و البته مشهورترین نماد این منطق هالیوود است؛ جایی که روایت به رویا تبدیل می‌شوند و رویای آمریکایی را در جهان غالب می‌کند.
جام جهانی امروز دیگر چیزی کمتر از هالیوود ندارد. می‌توان این جهان تازه را «هالی‌فوت» نامید. اگر هالیوود کارخانه رؤیاسازی سینماست، هالی‌فوت کارخانه تولید توجه در فوتبال است؛ جایی که هر مسابقه یک روایت، هر بازیکن یک شخصیت، هر گل یک صحنه ماندگار و هر جام جهانی فصلی تازه از بزرگ‌ترین نمایش زنده جهان است. در هالی‌فوت، فوتبال فقط بازی نمی‌شود؛ تولید، روایت، مصرف و بارها در حافظه دیجیتال جهان بازتولید می‌شود.
جام جهانی ۱۹۳۰ بدون تلویزیون برگزار شد و جهان چند روز بعد از نتیجه آن باخبر شد. اما تصور جام جهانی ۲۰۲۶ بدون شبکه‌های تلویزیونی، پلتفرم‌های استریم، شبکه‌های اجتماعی و میلیاردها صفحه نمایش تقریباً ناممکن است. فوتبال هنوز همان بازی است، اما رسانه آن را به تجربه‌ای مشترک برای جهان تبدیل کرده است. اگر مک‌لوهان امروز جام جهانی را تماشا می‌کرد، احتمالاً همان جمله مشهورش را تکرار می‌کرد: «رسانه، خودِ پیام است.»
فاصله میان مونته‌ویدئوی ۱۹۳۰ و آمریکای ۲۰۲۶، فاصله میان جامی است که جهان آن را ندید و جهانی که دیگر بدون رسانه، جامی برای دیدن ندارد. این فاصله، نامی هم دارد: هالی‌فوت. ما دیگر فوتبال را از میان رسانه تماشا نمی‌کنیم؛ ما فوتبال را درون رسانه زندگی می‌کنیم.

#جام_و_جامعه_در_90_دقیقه
#جام_جهانی_۲۰۲۶
#مارشال_مک‌لوهان
#تلویزیون
#هالیوود
#هالی‌فوت

📚 آذربایجان را جامعه‌شناسانه بخوانیم.

@ISA_Tabriz
@iran_sociology
❤6👍2
July 3, 2026 257