پیام خانم مریم رجوی به کنفرانس در برلین – بحران در ایران و راهحل دموکراتیک
مریم رجوی: قلب اشتباهات سیاست غرب، نادیده گرفتن مقاومت مردم ایران است
🔺اعضای محترم مجلس فدرال، شخصیتها و صاحبنظران گرانقدر!
این کنفرانس موضوعی را مورد توجه قرار میدهد که هم به سرنوشت آزادی و دموکراسی در ایران مربوط است و هم به صلح و امنیت جهان. مقاومت ایران سالهای طولانی است که بر پیوند اجتنابناپذیر این دو مقوله تأکید میکند.
دو انتخاب در مقابل رژیم آخوندی
رژیم آخوندی از روز اول در مقابل دو انتخاب قرار داشت. انتخاب اول این بود که با تکیه بر نیروی عظیمی که در انقلاب ضدسلطنتی آزاد شده بود، راه پیشرفت و دموکراسی و استقلال ایران را در پیش گیرد و این راهی بود که اکثر مردم ایران خواهان آن بودند. راه دوم، سرکوب این نیروی عظیم و مداخله در کشورهای منطقه و جنگافروزی و تروریسم بود که برای این رژیم، آن روی سکه سرکوب داخلی و بخشی از استراتژی آن برای بقا است.
از آنجایی که این رژیم در آزادی و دموکراسی، نابودی خودش را میدید، راه دوم را برگزید. بنابراین، مقاومت برای آزادی و حقوقبشر هم امری محدود به داخل مرزهای ایران نیست، بلکه لازمه پایان دادن به جنگافروزیهای این رژیم هم هست.
۴۷ سال است که کشاکشی عمیق و طولانی در ایران جریان دارد که در مقایسه با جنگ خارجی، جنگ اصلی محسوب میشود؛ یعنی جنگ میان مردم ایران با فاشیسم دینی.
اکنون بقایای رژیم خواهان ادامه جنگاند. پسر خامنهای که بهصورت موروثی جای او را گرفته، ادامه جنگ را «کلانایده» استراتژی رژیم میداند؛ زیرا جنگ را سپر خود در برابر قیام مردم کرده است.
اقتصاد کشور پیدرپی سقوط میکند: هر یورو سه میلیون ریال، یعنی بیش از دو برابر یک سال پیش است. تورم ۷۳ درصدی و رشد اقتصادی منفی ۱۰ درصد. اما آخوندها از ارائه راهحل عاجزند؛ زیرا نمیتوانند از هزینه هنگفت جنگ و سرکوب کم کنند.
اعدام و فشار بر زندانیان سیاسی در ایران
پسر خامنهای تنها راهحل را اعدام زندانیان سیاسی و شرکتکنندگان در قیامها میداند. از اولین هفتههای بعد از شروع جنگ تا بهحال، دستکم ۴۶ زندانی سیاسی اعدام شدهاند. ۹ نفر از آنها اعضای مجاهدیناند. برای بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی نیز احکام اعدام صادر شده است. جدیدترین حکم مربوط به امیرحسن اکبریمنفرد، دانشجوی ۲۳ ساله، به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین است. قبل از این، مهندس زهرا طبری به اتهام عضویت و فعالیت در سازمان مجاهدین، توسط بیدادگاهی در رشت، و ارغوان فلاحی ۲۵ ساله، پس از ماهها شکنجه در تهران، به اعدام محکوم شدهاند. در زندانها، معترضان دستگیر شده زیر فشارهای شدید و ضدانسانی قرار دارند.
از دست دادن سوریه، مرگ خامنهای، شکافهای عمیق در هیأت حاکمه، اخراج و ورشکستگی مالی و بهخصوص خطر اضطراری قیامها، آخوندها را در موقعیت مرگباری قرار داده است.
مشکل آنها فقط این نیست که نمیتوانند وضعیت گذشته را ادامه دهند؛ فراتر از آن، نمیتوانند مسیر جدیدی در پیش بگیرند.
عواملی که سبب قیام دی ۱۴۰۴ شد، بهمراتب شدت یافته است. ایستادگی و مقاومت عمومی و بهویژه مقاومت نسل جوان در برابر سپاه پاسداران رو به گسترش است. کانونهای شورشی در ماههای اخیر، تهاجمات خود به مراکز رژیم و فعالیتهای ضداختناق را بهطور چشمگیری افزایش دادهاند.
بله، باید گفت که آخوندها در هر حال از قیام و سرنگونی گریزی ندارند.
دو مؤلفه اشتباه در سیاست غرب
برای سالهای طولانی، سیاست آلمان و سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا در مورد ایران دو مؤلفه اساسی داشت:
اول، یک امید موهوم که گویا هیولای استبداد دینی در ایران سرانجام رام خواهد شد و برای کنار آمدن با آن راهی پیدا میشود.
دوم، یک استراتژی اشتباه که گویا مسأله ایران با نادیده گرفتن مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آن میتواند راهحل پیدا کند.
همه دیدند که این دو مؤلفه اشتباه بود. مماشات به جنگ انجامید. وقوع قیامهای پیدرپی و رشد و گسترش شبکههای مقاومت و کانونهای شورشی نیز نشان داد که نیروی تعیینکننده، مردم و مقاومت سازمانیافته آنهاست.
قلب اشتباهات سیاست غرب درباره ایران تا امروز، نادیده گرفتن مقاومت مردم ایران بوده است.
شورای ملی مقاومت ایران برای رسیدن به یک جمهوری دموکراتیک و انتخابات آزاد و جامعهیی بر اساس جدایی دین و دولت مبارزه میکند.
جنجالآفرینیها حول بازمانده شاه، این سرنوشت را تغییر نمیدهد. او نماینده یک آلترناتیو فیک است که به جنبش مردم ایران ضربه میزند و در عمل کمککار رژیم است. او برای مردم ایران سمبل وابستگی و تلاش برای احیای دیکتاتوری شاه است. او میگوید به همه کارهایی که پدرش کرده افتخار میکند. این بهترین هدیه به آخوندهاست.
ادامه 👇👇👇