سروده یی از زندانی سیاسی، شیوا اسماعیلی 🔺شامی‌ست، شام ذلت و صبحی‌ست… — Simaye Azadi سیمای آزادی — TG.ME

سروده یی از زندانی سیاسی، شیوا اسماعیلی


🔺شامی‌ست، شام ذلت        و صبحی‌ست صبح خون
کوهیست، سترگ          در هیبت مردی با زبان سرخ
فریاد میزند:
سیلاب خون خویش، کنم روان تا برکنم کاخ شاه و بیت العنکبوت شیخ
گفتند به او:
فرو ببند، اندکی تاملی بکن!
بنگر، جوان، این رجالگان رذل، هستیت میکنند تباه!
گفتا: مباد، اندکی درنگ در مرام ما!
مردن به راه آزادی وطن ، بهتر ز زندگی به ننگ شیخ پست!
آنگاه به چشم باز و مشت بسته نعره میزند :
جانم فدای آزادی وطن
میرا کسی‌ست که آزادی مردمان کند تباه

به مناسبت روز جهانی نه به اعدام

۵ مهر ۱۴۰۵
شیوا اسماعیلی
زندان اوین

@SimaINTV
@Simaghiam1 آی دی تماس با ادمین
❤9👏7
October 10, 2026 465 20