https://t.me/Classic_BK7
بخار آرام از فنجان بالا میرفت و عطر شیرین لوتوس، اتاق را پر میکرد.
اولین جرعه، گرم و لطیف بود؛ انگار طعم آرامش را میشد نوشید.
بیرون سرد بود و دنیا شلوغ، اما اینجا همهچیز برای چند دقیقه آرام گرفته بود.
فنجان را میان دستها نگه داشت و لبخند زد؛
گاهی خوشبختی، چیزی بیشتر از یک نوشیدنی گرم و خوشعطر نیست.
September 2, 2026 19