https://t.me/littlesunoo1 شب آرام روی جنگل افتاده بود و آتش کمپ،… — 𝐂𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾; 𝖠𝗂𝖲 — TG.ME

https://t.me/littlesunoo1 شب آرام روی جنگل افتاده بود و آتش کمپ، تاریکی را روشن می‌کرد. چند نفر دور آتش نشسته بودند و مارشمالوهایشان را روی شعله گرم می‌کردند. صدای سوختن چوب‌ها با خنده‌ها قاطی شده بود. هوا سرد بود، اما گرمای آتش کافی بود. برای یک شب، هیچ‌کس نگران فردا نبود. فقط آسمان پرستاره بود، بوی جنگل و شیرینیِ مارشمالو. بعضی خاطره‌ها ساده‌اند؛ اما تا سال‌ها، گرم‌ترین جای قلبت می‌مانند.

September 2, 2026 18