https://t.me/teenspirit1997
نورها خاموش بودند و سالن در سکوت فرو رفته بود.
او پشت درامز نشست و اولین ضربه را نواخت.
ریتم که شروع شد، انگار تمام خستگیهایش را به صدا تبدیل کرد.
دستهایش مینواختند، حتی وقتی دلش دیگر توان نداشت.
هیچکس نمیدانست پشت آن ریتمهای پرهیجان، چه سکوتی پنهان شده.
شاید موسیقی همین است؛
تبدیل چیزهایی که نمیتوانی بگویی، به چیزی که همه میتوانند بشنوند.
September 2, 2026 17