https://t.me/AXBALW همه نامش را میدانستند، اما کمتر کسی خودش را میشناخت. روی صحنه هزاران نفر برای صدایش فریاد میزدند. لبخند میزد، دست تکان میداد و مثل همیشه میدرخشید. اما وقتی نورها خاموش میشدند، سالن ناگهان زیادی ساکت بود. او به آینه نگاه کرد و زیر لب پرسید: «اگر دیگر نخوانم، هنوز کسی مرا خواهد شناخت؟» شاید سختترین قسمت مشهور بودن، این باشد که همه صدایت را بشنوند، اما کسی سکوتت را نفهمد.
September 2, 2026 18 1