https://t.me/mouchiboy در جنگلی دور، تک‌شاخی سفید میان مه قدم می‌زد… — 𝐂𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾; 𝖠𝗂𝖲 — TG.ME

https://t.me/mouchiboy در جنگلی دور، تک‌شاخی سفید میان مه قدم می‌زد. شاخش زیر نور ماه می‌درخشید، اما خودش همیشه تنها بود. همه او را موجودی افسانه‌ای می‌دانستند؛ هیچ‌کس نمی‌پرسید پشت آن شکوه، چه قلب خسته‌ای پنهان شده. او هر شب به ستاره‌ها نگاه می‌کرد و آرزو می‌کرد یک‌بار کسی او را همان‌طور که هست ببیند. شاید خاص بودن، همیشه به معنای تنها نبودن نیست؛ گاهی یعنی در تمام دنیا، فقط یک نفر مثل تو وجود دارد.

September 2, 2026 17