در مورد کارهای به ظاهر کوچیک که در نهایت باعث شد رتبه برتر بشم:
مدیریت ذهن و آرامش روان اپلیکیشنهای مزاحم گوشی رو حذف کردم. افکار، نگرانیها و دغدغههامو مینوشتم تا ذهنم خلوتتر بشه. از حاشیهها و درگیریهای غیرضروری فاصله میگرفتم. از افراد سمی دوری میکردم تا آرامشم حفظ بشه. خودمو با دیگران مقایسه نمیکردم و از دوستانم درباره ساعت مطالعه، مشاور یا برنامه شون سؤال نمیکردم. هر روز هدفم رو به خودم یادآوری میکردم. هر دو هفته یکبار تراپی میرفتم.
عادتهای مطالعاتی مؤثر صبحها قبل از شروع کلاسها تاریخ رو مرور میکردم. از زنگهای تفریح برای مطالعه درسهای عمومی استفاده میکردم. برای تحلیل آزمونها یک دفتر جدا داشتم و اشتباهاتم رو بعد از هر آزمون یادداشت میکردم. مدام سراغ منابع جدید نمیرفتم و سعی میکردم یک منبع خوب رو چندین بار و عمیق کار کنم. در کلاسهایی که برایم مفید نبودن شرکت نمیکردم و اون زمان رو به مطالعه شخصی اختصاص میدادم. حتی روزهایی که انگیزه یا حوصله نداشتم، مطالعه مو متوقف نمیکردم.
پیگیری و ارزیابی مسیر هر روز برای خودم گزارشکار مینوشتم و روند پیشرفتم رو بررسی میکردم. هر شب قبل از خواب دستاوردهای همون روز رو یادداشت میکردم.
مراقبت از جسم و انرژی صبحانه رو حذف نمیکردم؛ حتی روزهایی که اشتهای زیادی نداشتم. به سلامت جسمی م اهمیت میدادم و سعی میکردم انرژی لازم برای درس خواندن رو حفظ کنم.
استراحت و بازیابی ذهن در زمان استراحت آشپزی میکردم؛ کاری که دوستش داشتم و باعث میشد ذهنم آروم بشه و با انرژی بیشتری به درس برگردم.
در نهایت، رتبه برتر شدن برای من حاصل یک راز خاص یا روش عجیب نبود؛ نتیجه مجموعهای از عادتهای کوچیک شخصی م بود که بهش پایبند بودم.