شیر سنگیّ بارگاهت شد، قلهی شیرباد بینالود
دولت حُسن تو جهانگیر است، به خراسان نمیشود محدود
نَسَبت نور بوده پشت به پشت، آسمان را گرفتهای در مشت
مرگ روزی تو را نخواهد کشت، نام نیک است تا ابد محمود
درد آمد که مردتر بشوی، تکیهگاه دل پدر بشوی
مرد بودی که گریه میکردی، چیست دریا بدون ریزش رود؟
ای عزیز دلم برادر جان، یوسفِ کیستی که در کنعان
نه فقط آفتاب و کوکب و ماه، سجده میکرد سوی تو مسجود
واژهای در خور کمالت نیست، هیچ حرفی در اعتدالت نیست
بارها دیدمت ولی هربار، پیش تو عمر خضر هم کمبود
#شعریار | #شهریار_بصیری
@sheariar

