دیروز تو کتاب‌فروشی یکی از کتابای داستایوفسکی که اسمشو تا حالا نشنیده… — خانه‌ی کوچک. — TG.ME

دیروز تو کتاب‌فروشی یکی از کتابای داستایوفسکی که اسمشو تا حالا نشنیده بودم برداشتم، بعد داشتم مقدمه‌ی مترجمو می‌خوندم (تو دلم) که دیدم نوشته این کتاب دوتا داستان کوتاهه.
بچه‌ها با صدای “بلند” عین روانی‌ها یهو گفتم نه نمی‌خوام! و کتابو گذاشتم سر جاش و برگشتم دیدم بردیا این🫪طوری داره نگاهم می‌کنه. :)) لحظه‌ی عجیبی بود.
🤣8
September 2, 2026 76