فریبا اصغری
❇️ رتبهبندیهای بینالمللی مانند QS ، THE ،SIR و شانگهای به حوزه ای مورد تاکید در دانشگاههای بزرگ علوم پزشکی تبدیل شدهاند. این رتبهبندیها در بهترین حالت میتوانند تصویری کلی از جایگاه نسبی دانشگاه در نظام جهانی ارائه دهند، اما هنگامی که به هدف تبدیل میشوند، دانشگاه را از مأموریت اصلی خود دور میکنند. دانشگاه علوم پزشکی نهادی است که باید سلامت جامعه را ارتقا دهد، پزشک و پژوهشگر مسئول تربیت کند، دانش بومی تولید کند و به مسائل واقعی مردم پاسخ دهد. هیچیک از رتبهبندیهای جهانی قادر نیستند این مأموریت را بهدرستی بسنجند، زیرا شاخصهای آنها عمدتاً کمی، استنادی، شهرتمحور و وابسته به ردپاهای دیجیتالاند.
🔰 اتکای افراطی به رتبهبندیها دانشگاه را به سمت رفتارهایی سوق میدهد که با رسالت آن ناسازگار است. فشار برای بهبود رتبه، پژوهشگران را به تولید انبوه مقاله ولو بیکیفیت وادار میکند، استقلال علمی سردبیران مجلات دانشگاهی را نقض و مجلات دانشگاهی را به پذیرش مقالات ضعیف سوق میدهد، و پژوهش را از مسائل واقعی سلامت جامعه دور میکند. در چنین فضایی، پژوهشهایی حمایت بیشتر می گیرند که به جای مسایل بومی، عدالت سلامت، کاهش خطای پزشکی، بهبود کیفیت آموزش و مسائلی از این قبیل، به حوزه های پر استناد می پردازند.
روند رو به رشد رترکشنهای مقالات کشور، لزوم توجه به تولید علم صادقانه و با کیفیت را بیش از پیش نمایان می کند. رتبه محوری نهتنها اخلاق پژوهش را تضعیف میکند، بلکه دانشگاه را از جامعه دور میسازد و نقش دموکراتیک آن را در پاسخگویی عمومی کمرنگ میکند.
🔰 این رتبهبندیها بهطور ساختاری به نفع دانشگاههای ثروتمند، انگلیسیزبان و برخوردار طراحی شدهاند. شاخصهایی مانند شهرت علمی، شهرت کارفرمایان، بینالمللیسازی و استناد، دانشگاههای کشورهای در حال توسعه را در موقعیتی نابرابر قرار میدهد. دانشگاههای علوم پزشکی ایران حتی اگر کیفیت آموزشی و اثر اجتماعی بالایی داشته باشند، به دلیل محدودیتهای ساختاری، زبانی و اقتصادی، در این رتبهبندیها بهطور سیستماتیک پایینتر دیده میشوند. تمرکز صرف بر این شاخصها باعث میشود دانشگاهها بهجای تمرکز بر نیازهای بومی، به دنبال تقلید از مدلهای دانشگاهی کشورهای ثروتمند بروند؛ تقلیدی که نه ممکن است و نه مطلوب.
🔰 در چنین شرایطی، دانشگاههای علوم پزشکی ایران باید نسبت خود را با رتبهبندیها بازتعریف کنند. رتبهبندیها میتوانند بهعنوان محصول جانبی بهبود کیفیت دانشگاه، و وسیلهای برای دیپلماسی علمی مورد استفاده قرار گیرند، اما نباید به شاخص اصلی موفقیت دانشگاه تبدیل شوند. دانشگاه باید رتبهبندیها را ببیند، نقاط قوت و ضعف آنها را بشناسد، اما به آنها وابسته نشود و مأموریت خود را بر اساس آنها تعریف نکند. آنچه باید محور توجه دانشگاه باشد، کیفیت آموزش پزشکی، تربیت پزشکان مسئول، پژوهش مسئلهمحور، تولید علم صادقانه و باکیفیت، اثر واقعی بر زندگی مردم و نقش دانشگاه در سیاستگذاری سلامت است. دانشگاهی که به این اصول وفادار بماند حتی اگر رتبهاش در نظامهای جهانی بالا نباشد، در عمل اثرگذارتر، معتبرتر و پایدارتر خواهد بود و بودجه محدود کشور را به شیوه مسئولانه تری تخصیص میدهد.
🔰 دانشگاههای علوم پزشکی، باید شاخصهای بومی و مأموریتمحور طراحی کند؛ شاخصهایی که کیفیت آموزش، اثر اجتماعی، اخلاق حرفهای، اعتماد عمومی و نقش دانشگاه در حل مسائل ملی را بسنجند. در این صورت است که دانشگاه میتواند از دام بی اخلاقیهای آکادمیک رها و به نهادی با تفکر علمی تبدیل گردد که واقعاً در خدمت سلامت جامعه است.
بحث مفصلتری از سیستمهای ارزیابی علمی دانشگاهها را میتوانید در اپیزود 23 هلسینکست گوش دهید.
#شاخصهای_رتبه_بندی
#اخلاق_آکادمیک
#مسئولیت_پذیری_اجتماعی

