نمیدونمشاید یه زندگی دیگهیه بعد از ظهر بارونی پاییزیمامان بزرگامو دعوت کنم خونمونباهمدیگه بشینیم دور هم چایی بخوریم بگیم و بخندیم...t.me/sarmimmo/2385Translate831August 27, 2026 301 6