«وقتی این همه تلاش میکنی یک نفر را فراموش کنی، خود این تلاش تبدیل به خاطره میشود.»
— کتاب جزء از کل، استیو تولتز
اگر میخوایم از چیزی، کسی یا موضوعی عبور کنیم، راهش لزوماً تلاش بیشتر برای فراموش کردنش نیست. کندوکاو و تلاش مداوم برای فراموشی، گاهی خودش باعث میشه اون موضوع در ذهنمون پررنگ بمونه.
ذهن ما برای فراموش کردن، خیلی خوب از دستور مستقیم پیروی نمیکنه. وقتی مدام با خودمون درگیریم که «نباید بهش فکر کنم» یا دنبال راهی میگردیم که از ذهنمون چیزی رو پاک کنیم، ناخواسته بارها همون موضوع رو دوباره فعال میکنیم.
پس گاهی تلاش زیاد برای فراموش کردن، نتیجۀ معکوس میده: بهجای اینکه خاطره کمرنگتر بشه، بارها دوباره فعالش میکنیم و حتی خودِ تلاش برای فراموش کردن هم تبدیل به بخشی از خاطرات مرتبط با اون آدم یا اتفاق میشه.
گذر کردن بیشتر از اینکه «وادار کردن خودمون به فراموشی» باشه، اینه که اجازه بدیم اون فکر یا خاطره گاهی بیاد، بدون اینکه هر بار دنبالش بریم، تحلیلش کنیم یا سعی کنیم از ذهنمون بیرونش کنیم. کمکم، وقتی دیگه مدام بهش برنمیگردیم، جایی که در ذهن و زندگیمون اشغال کرده، کوچیک و کوچیکتر میشه.
هدف این نیست که یادمون بره؛ هدف اینه که حتی وقتی یادمون میافته، دیگه مثل قبل درگیرمون نکنه.
@SaraKamjou
21
4
4
2
1September 2, 2026 104 1 2