جونگکوک نذاشت نالهم کامل بشه سریع برم گردوند و همزمان با دستی که دور گردنم حلقه کرد، لبامو بین لباش کشید و دستشو محکم رو دستم گذاشت تا دست از لمس کردن عضوم برندارم بدون اینکه بتونم حتی به یکی از بوسههاش جواب بدم، تا چند لحظه فقط تو دهنش ناله کردم و اونم تک تک نالههامو با لذت بلعید وقتی بدنم یواش یواش آروم شد، با یه لبخند پیروزمندانه به لرزش بدنم، چشمای خمارم و لبای ورم کردم زل زد: زیباتر از همیشه شدی حس کردم تو دلم قند آب کردن. لبخند عمیقی زدم و با گونههایی که رنگ گرفته بودن، گفتم: مرسی خم شد و آروم گونمو بوسید: خواهش میکنم پاستیل... خب؟ دوش بگیریم بریم؟ با خجالت پرسیدم: تو چی؟ سرمو بوسید: نگران من نباش بعد بدون اینکه امون بده، به عضوش اشاره کرد: منم اومدم با چشمای گرد شده به عضوش نگاه کردم: عه... کِی؟ بهم چشمک زد: همزمان با تو لبمو از خجالت گاز گرفتم: بدجنس شامپو رو برداشت و یکم رو موهام ریخت همزمان با شستن سرم با خنده پرسید: چرا بدجنس؟ با آرامش چشمامو بستم و تمرکزمو گذاشتم رو حرکت انگشتاش: الکی نگرانم کردی با مهربونی سرمو شست و چیزی نگفت وقتی کارش با موهام تموم شد، شامپو بدن رو داد دستم و پشتشو کرد بهم: خودتو بشور و تو زودتر برو... منم بعدش سریع دوش میگیرم میام اینقد این حرکتش بهم احساس امنیت داد که اشک تو چشمام جم شد بی معطلی پنتی و سوتینم رو در آوردم همزمان با زل زدن به بدن ورزیدش از پشت، بدنمو شستم یه حوله برداشتم و همزمان با پیچیدنش دور بدنم گفتم: من تموم شدم همون طور که به سمت خروجی میرفتم، صداشو شنیدم که گفت: هر لباسی خواستی از کمدم بردار پاستیل خندیدم و آروم غر زدم: خوشش اومده هی میگه پاستیل پاستیل اما دروغ چرا... از اسمی که روم گذاشت، خوشم اومده... خیلی زیاد!
جونگکوک نذاشت نالهم کامل بشه سریع برم گردوند و همزمان با دستی که دور… — ساقی اسمات 🍷 — TG.ME
December 19, 2025 1.7K 52 3