اگر راه بودم به روستایی کوچک و آرام منتهی میشدم
اگر خانه بودم پناه کارتنخوابی میشدم.
اگر امید بودم در کنج قلب منتظران چمباتمه میزدم و تکان نمیخوردم
اگر باد بودم از موهای پریشان او میگذشتم و اگر طوفان بودم پادگانها و سازمانهای نظامی را ویران میکردم.
اگر پرنده بودم، پشت پنجرهی خانهی مادری غمگین و چشمانتظار مینشستم و آرام به شیشه نوک میزدم. اگر شادی بودم، جهان را روشن میکردم.
اما اگر غم بودم پیش از آنکه به استخوان برسم، تمام میشدم و اگر اشک بودم بسیار سرازیر میشدم، غم را میشستم.
@samaedell

10September 1, 2026 1.3K 17