مالیات نقش
خیلی وقتها مسئله این نیست که عشق کم شده،
رابطه زیر بار مالیاتهای پرداختنشده خرد شده!
هر گفتوگوی ناتمام
هر دلخوریِ انباشته
هر به جا نیاوردن انتظارات
ممکن است هزینهای داشته باشد.
سؤال این نیست که آیا رابطه هزینه دارد یا نه؟!
سؤال این است که آیا رابطهی شما دارد هزینهی رشد را میدهد یا مالیاتِ نادیده گرفته شدن را؟
تو نمیتوانی در نقش پدر باشی و بگویی آزادیام را نگیرید من میخواهم بیکار و بیمسئولیت باشم، خفهام نکنید هااای !
تو نمیتوانی در نقش مادر باشی و بگویی آزادیام را نگیرید من فرزندی دارم که نمیخواهم مراقبش باشم. آزادیام مهمتر است میخواهم در خیابانها پرواز کنم.
تو نمیتوانی در نقش پارتنر احساسی باشی و ادعای عشق را یدک بکشی، اما بگویی آزادیام را نگیر من هر چه، هر چه، هر چه بخواهم همان میکنم و تو باید بدون پرسیدن بپذیری و حتی وقتی سیبِ دندانزده را در دهانم میبینی اعتماد کنی که سیب را نخوردهام، وگرنه بلبشو به پا میکنم!
نه!!! زندگی و نقشها اینگونه پیش نمیرود.
وقتی نقشی را برمیگزینی باید مالیاتش را پرداخت کنی. هر دو طرف قدری از منیّت را رها کنند تا بتوانند ما شوند.
اگر بنا باشد فقط "من" باشی پس تنهایی را برگزین. محال است در رابطهی دو نفره بود و باز هم "منِ خودخواه" باقی ماند.
اصولِ نقشها را به جای نیاوری در آن نقش میبازی.
در رابطه میدهی و میگیری. عشق، لذت، اطمینان، اعتماد. میدهی تا بگیری.
نمیتوان فرزند بود و پدرِ پاشکسته را با سودای آزادی رها کرد.
خودخواه که باشی و اولویتت فقط آزادیات باشد، یک فرزند ناقصی.
یک پارتنر ناقصی. یک پدر، یک مادر، یک برادر ناقصی.
آزادی زیباترین حق است اما به شرط اندازه و انسانیت. نه به قیمت گسیختگی از تمام اخلاقیات و اصول منطقی روابط.
به قول گاندی، انسان در هر چیز که از حد بگذرد، مثل دریا غرق و نابود میشود. در غم، در عشق، در سیاست، در اندیشیدن، و حتی در آزادی
September 6, 2026 38 1