در عبور از مسیری ستارهای، تنِ زن را بوسید مقابل پاهایش زانو زد تابشِ پوستش و شرارِ ناخنهایش را ستود و نرمهی شکم او را با لبهایش داغ کرد. و آنچه زن میخواست، لمسِ روحش بود توسط مردی که چانهی او میانِ سینهاش، همانجا ریشه کند. همچون درخت؛ پابرجا و محکم. بماند. نه چون برگی با هر بادی، بر فنا... م.ا
September 5, 2026 208 6