چه خوش به حال درخت ها شد که تو را دیدند...
شبیه دختران امروز، مادران آینده
هزار شاخه برایت، خمیده تر شدند.
و چه خوش به حال خیابان ها شد
که عطر و بوی تو را در هیاهوی زندگی فهمیدند.
چه خوش به حال کلاغ های دور و برت
که سیاهی پر خود را به موی تو سنجیدند.
پاییز بود و غزل غزل صدای قدم های عشق میآمد,
و خوش به حال برگ های کف راه،
که غزلسرای گام های مسیرهای تو شدند.
چه خوش به حال کتاب ها که نشستند روی دامنت,
و از نگاه مشتاق تو به سطرهایشان,
شبیه دلبرکانی شکرشکن شدند.
چه خوش به حال این شد و چه خوش به حال آن,
و خوش به حال تمام جدال ها که با اشاره تو
سکوت شدند، نشستند، ثمر شدند.
کلام زاده شد از من، نگاه زاده شد از تو
و خوش به حالا کلام ها که زاده شدند
@saeedfarzpour
21
8
6
2
1October 9, 2024 1.3K 5