پروپوزال برای شهرداری دوست داشتم شهردار بشم و الزام کنم به سازندگان… — زبان‌دانی؛ جهان‌دانی — TG.ME

پروپوزال برای شهرداری

دوست داشتم شهردار بشم و الزام کنم به سازندگان در برخی محلاتی که تازه قرار بود ساخته بشه که کُدِ تعداد طبقات و نما رو بی‌بروبرگرد باید رعایت کنن.

مثلاً تعداد طبقات: همه ٣ طبقه
نما: آجر سرخ با پنجره‌های قاب‌مشکی و یک سری جزئیات دیگه که شرکت پیمانکاری، خودش مطلعه.

کسی اگر این نما رو دوست نداره، می‌تونه یا ساخت و ساز نکنه یا زمینش رو به شهرداری یا مالک دیگری بفروشه و بره جای دیگری با نمای مورد علاقه‌ش بسازه. «اگر خواست همونجا بمونه و هر جور دلش خواست بسازه چی؟» پروانۀ ساخت از طرف شهرداری براش صادر نمیشه. «اگر یواشکی زرنگی کرد و زود ساخت، چی؟» با لودر باهاش برخورد میشه. «اگر از غفلت‌ها استفاده کرد و سریع یه برج ٢٠ طبقه ساخت، چی؟ نمیشه جریمه‌ش رو بده و بمونه. حیفه این همه هزینه کرده» نه، با GBU57 ساختمانش در چشم به هم زدنی به مدار قانون بازگردانده میشه.

«چرا؟» چون هربار نگاه می‌کنم می‌بینم هرکسی هرجایی هر ساختمانی با هر نمایی دلش می‌خواد می‌سازه و دیوار به دیوارش، یکی دیگه با ارتفاع و نمایی از زمین تا آسمون متفاوت، حالم به هم می‌خوره. آلودگی بصریه و نمای شهر رو چشم‌آزار می‌کنه.

«نتیجۀ اجرای این برنامه چیه؟» داشتن خیابان‌هایی که هویت داره و محله‌هایی که هر کدوم برای خودش، شخصیتی. در نهایت، منظر شهری: چشم‌نواز و دلنشین.
❤223👌111👎38😁6
August 11, 2026 8.3K 23