می‌ترسم، می‌ترسم از اون روزی که بعدِ مدت‌ها بی‌خبری، یه روز وقتی از… — عشاق به معشوق نرسیده💔 — TG.ME

می‌ترسم، می‌ترسم از اون روزی که بعدِ مدت‌ها بی‌خبری، یه روز وقتی از خواب بیدار شدم یه نوتیف از تو داشته باشم. یه "میس‌کال"، یه "بیداری؟"، یه "سلام خوبی؟"،

یه"میشه حرف بزنیم؟"،
یه پیام، یه نشونه؛ نمیدونم، یه چیزی که تو رو برگردونه به منی که مدت‌ها بود فقط داشتم با دلتنگیام برات، زندگی می‌کردم و فکر می‌کردم فراموشم کردی. من زخمیِ نبودنتم، زخمیِ دلتنگت بودنامم، زخمیِ جای خالیِ توام که با هیچکس پر نمیشه، زخمی نبودنی‌ام که بودنت رو بیشتر از هرکسی می‌خواستم و تو نخواستی که بشه.

حالا اومدنت، برگشتنِ بعد اون همه مدتی که من به سختی گذروندم، به درد کی می‌خورد؟
هیچکس. تو نباید می‌رفتی‌، نباید میذاشتی من بی تو بودن رو، برای تو اشک ریختن رو، حسرتِ روز‌های نداشتنت رو، تجربه کنم. حالا برگشتن تو چه دردی از من دوا می‌کنه؟

جز اینکه زخمی‌‌ترم کنی. من می‌ترسم، من از تو، از دوست‌داشتن‌های دروغِ تو، از قول‌های پوچِ تو، از حرفای الکی‌ِ تو، که ممکنه به هرکسی جز من هم بگی اونارو؛ می‌ترسم از تویی که دیگه حتی نمی‌دونم درست می‌شناسمت یا نه. من از اینکه دوباره بخوام بهت اعتماد کنم، دوباره بخوام قلبم رو بسپُرم دستت، خیلی می‌ترسم. تو کسی بودی که نباید خراب می‌کردی؛ چون من بیشتر از هرکسی، تو رو دوست داشتم.
🖤💔🖤


@roya5445
😭2👍1💔1
September 7, 2026 9