امروز هم بیتو گذشت.
اما چشمم داره به ندیدنت عادت میکنه
زبونم دیگه به سختی در دهنم می چرخه؛
گوشهام صدات رو نمیشنوه
چشمام برای از تو نوشتن نمیبینه
روزگار غریبی شده
و درد هر بار یکی از اعضای تنم رو
احاطه میکنه. شاید برای همینه
که قلب و مغزم، با اونکه
همیشه بیاد توئه؛ بیقراری میکنه.
میدونین قلب آدمی که دلتنگه باشه
مثل مادری میمونه که جنازهٔ فرزندش
رو هنوز پس نداده باشه
و مغز مثل پدری میمونه که در تنهایی
خودش به آرومی اشک میریزه و میشکنه
چه تشبیه مسرت بخشی
چه سرنوشتی نوشتی برام خدا
هربار به یادم میای و میخوام از تو
بنویسم واژها باهام راه نمیان
هنوز نتونستم فراموشت کنم
زفتنت رو باور ندارم
نشونی قلبت رو از یاد نبردم
هر بار که هوات به سرم میزنه
می نشونمت کنار بی کسی های
خودمو فقط از تو مینویسم
دست دلواپسی ام رو به دستِ قلم میدم.
و با تو در بارونی ترین لحظه ها
تمامِ عاشقونه هامون رو نفس به نفس
مرور میکنم و از تو مینویسم.
که چقدر تو رو دوست داشتم و دارم.
اونم در پشت سکوتم
سکوتی که هیچکس نفهمید چقدر درد دارم
سکوت تلخ من فریادی ست
که هیچ وقت شنیده نمیشه
و بغضم اینقدر سنگینه که نای شکستنش
رو ندارم
فقط نشستم چشم انتظار تو
چشم انتظاری تویی که تمام من شدی
فقط یاد و خیالت در کوچه پس کوچه های
برفی دلم عجیب می پیچه و سردی نبودنت
تمام پیکرم رو می لرزونه
کاش بدونی که داخل چه برزخی
گیر کردم.
اما تو چه میدونی
کسی که همه چیزش رو به دل
میسپاره چجوری رسوا میشه
حالا تو هِی نیا حالا هِی نباش
حالا تو هی بی تفاوت باش
و هِی گوشات و محکم تر بگیر و چشمات ببند
و باور نکن که عشق تو منو زمین گیره کرده
که به هیچ صراطی مستقیم نمیشه.
من دلم همیشه برای اون نگاه زیبات تنگه
اگه یه روزی اون نگاه زیبات فرصتی داشت
به یاد منه خسته دل باش همین....
🖤💔🖤
@roya5445
2
1
1September 7, 2026 9