پس من موهام رو به تو میسپرم» یوئه‌ ووهوان به آرامی چند تار مو کنار… — ‌🎋 — TG.ME

«پس من موهام رو به تو میسپرم»
یوئه‌ ووهوان به آرامی چند تار مو کنار شقیقه سونگ‌ چینگ‌شی را صاف کرد و سرش را تکان داد لبخندی شیرین روی صورتش نقش بست.
زمانی که جوان تر بود یک بار برادر بزرگترش ولیعهد را دید که موهای معشوقه‌اش را با ظرافت و ملایمت شانه میزد، در آن زمان او به‌شدت برادرش را که ولیعهد و قدرتمندترین ژنرال ارتش بود تحسین میکرد و نمی‌فهمید که چرا برادر دلیر و جنگاورش این کار کسل کننده و احمقانه را انجام میدهد. اما برادرش با خوشحالی به او گفت «ووهوان کوچولو وقتی کسی که دوستش داری رو پیدا کنی این لذت رو درک میکنی!»
آن زمان نفهمید. اما اکنون میدانست که احساس پیچیده ای از عشق در نوک انگشتانش جاریست و باعث میشود که رگ‌های قلبش به لرزه درآیند. شانه چوبی معطر را نزدیک لبش برد و بوسه‌ای ملایم بر آن زد.
"اگه یه عمر موهات رو شونه کنم میتونه باعث بشه که توی زندگی بعدی سرنوشتمون بهم گره بخوره؟"

From Mistakenly Saving the villain to dear @lsaideveryday
❤‍🔥1
September 2, 2026 46 2