✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
🔳 کارلو روولی؛ فلسفه و فیزیک
🔷 بخش اول
🔘 برخی از فیزیکدانان برجسته، از جمله استیون هاوکینگ، نسبت به ارزش فلسفه برای فیزیک تردید داشتهاند. اما کارلو روولی، فیزیکدان نظری که دلبستگی عمیقی به فلسفه دارد، با این دیدگاه مخالف است.
🔵 مدت ها قبل، استیون هاوکینگ، اخترفیزیکدان مشهور، اعلام کرده بود که فلسفه مرده است. او ادعا کرده بود که فلسفه چیزی برای آموزش فیزیک ندارد. اما دانشمند برجسته، فیزیکدان نظری ایتالیایی، کارلو روولی، مشتاق است تا از فلسفه دفاع کند. کارلو روولی: به گمان من بین فلسفه و فیزیک، یک رابطه وجود دارد و باید بسیار قویتر از وضعیت کنونیاش باشد؛ در گذشته نیز چنین بود. هایزنبرگ، اینشتین و نیوتن با اشتیاقی فراوان و با در نظر داشتن ارتباطی عمیق با کارهایشان، به مطالعه فلسفه میپرداختند. این رابطه پس از جنگ و در نیمه دوم قرن بیستم تضعیف شد و به باور من، این امر نه به نفع فیزیک بوده و شاید نه به نفع فلسفه.
🔵 اگر به دوره کلاسیک برگردیم، گاهی اوقات تشخیص بین دانشمندان علوم طبیعی و فیلسوفان غیرممکن است. آنها همان افرادی بودند که در مورد ماهیت کیهان گمانهزنی میکردند. نیوتن خود را هم فیلسوف میدانست و هم دانشمند. و پرسشهایی که او به آنها میپرداخت، در مرز میان فلسفه و فیزیک قرار داشتند؛ مسائلی همچون ماهیت فضا و زمان. اینشتین نیز به همین پرسشها پرداخته است. البته باید توجه داشت که این موضوع هم جنبهای علمی-فیزیکی دارد و هم جنبهای فلسفی؛ قصد من این نیست که بگویم هیچ تفاوتی میان آنها وجود ندارد.
🔵 تفاوت آشکاری در روشها و پرسشها وجود دارد. اما گفتگویی در جریان است و طرفین، آموزههای فراوانی از یکدیگر میگیرند. گمان نمیکنم کانت حتی لحظهای تصور میکرد که قرار نیست فیزیکِ دوران خود را بشناسد. همچنین گمان نمیکنم نیوتن یا اینشتین حتی لحظهای فکر میکردند که دانستنِ دیدگاههای فلاسفه درباره این مسائل، امر نامطلوبی باشد. بنابراین، تعاملی میان این دو شیوه برای دستیابی به شناختی بهتر وجود دارد که بسیار کارآمد بوده است.
🔵 تصویر سادهای که از کار دانشمندان وجود دارد، به این شرح است: آنها دانش، ساختار فرهنگی و مفهومی، و زبانِ خاص خود را دارند. و با بهرهگیری از اینها، دست به آزمایش و مشاهده میزنند و نظریهپردازی میکنند؛ سپس با تکیه بر آن نظریهها، مشاهدات را تفسیر کرده، نظریه را اصلاح میکنند و مشاهدات بیشتری انجام میدهند.تعامل و رفتوبرگشت مداومی میان نظریه و مشاهده وجود دارد که بسیار مورد مطالعه قرار گرفته است. به گمان من این دیدگاه نادرست است؛ زیرا آنچه بهویژه در فیزیک نظری — و شاید در تمام علوم، اما بهطور خاص در فیزیک نظری — از نظر تاریخی رخ داده، این است که در جریان این فرایند، ساختار مفهومی، زبان و آن دستور زبانِ پایهای که برای اندیشیدن درباره جهان به کار میبریم نیز دستخوش تحول میشود.
🔵 تصور ما از ماهیت فضا، ماده و علیت، یا معنای درک جهان، دستخوش تغییر میشود. گامهای بزرگ — و گاهی حتی گامهای کوچک — در علم، صرفاً حل مسئلهای در چارچوبی مشخص نیستند. گاهی مسئلهای در یک چارچوب خاص مطرح میشود که برای حل آن، باید خودِ آن چارچوب را تغییر داد؛ و در این مسیر، فلسفه اغلب به یاری میآید.
منبع:
https://philosophybites.com/podcast/carlo-rovelli-on-philosophy-and-physics/
کانال جذاب فلسفه علم 👇👇👇
@vahidbehmaram1371
🆔 @ReligionandScience2021
September 4, 2026 234 1