یعنی هیچ رعد و برقی تورو یاد ترسِ من ننداخت؟ دیگه هیچوقت وقتی یه گربه تو خیابون دیدی عکس نگرفتی که یه روزی بهم نشونش بدی و بگی «دیدمش یادِ تو افتادم»؟ هیچوقت دلت برای غر زدنام تنگ نشد؟ برای لوس شدنام، برای خندیدنام، برای اون ساعت ها حرف زدنامون؟ هیچوقت با خودت نگفتی این بچهای که همینجوری بهش امید دادمو وسط راه ولش کردم الان حالش چطوره؟ هنوز همونقدر میخنده؟ هنوزم برای چیزای کوچیک ذوق میکنه؟ یا من یه تیکه از اون خنده هاشو با رفتنم ازش گرفتم؟ هیچوقت دلت برای اینکه «پیشی کوچولوی من» باشی تنگ نشد؟ برای ناز کردن موهات، برای اینکه صورتتو محکم بگیرم تو دستمو هی بوست کنم؟ برای اینکه لات بازی درارمو تیکه کلامای تورو استفاده کنم؟ هیچوقت به چشمام نگاه نکردی و نفهمیدی بهت اعتماد کردم؟ من توی چشمات علاقه میدیدم، باورم شده بود که تو هم منو میخوای، که اون نگاه ها واقعی بودن، ولی انگار حتی چشمها هم دروغ میگن، انگار من تمام اون چیزی رو که دلم میخواست ببینم توی چشمات دیدم و اسمشو گذاشتم دوست داشتن. شاید تو هیچوقت اونجوری که من دوستت داشتم دوستم نداشتی و من فقط زیادی باور کرده بودم. هیچوقت نصفه شبا یادت نیومد که یه زمانی تا صبح با من خیال پردازی میکردی؟ برای آینده ای که دیگه هیچوقت قرار نیست اتفاق بیفته؟ هیچوقت به اون حرفایی که بهم زدی فکر نکردی؟ به قولایی که دادی و من با تمام وجودم باورشون کردم؟ هیچوقت پشیمون نشدی که چرا وسط راه ولش کردم؟ چرا بهش قول دادم که میمونم وقتی آخرش خودم رفتم؟ چرا گذاشتم با همون امیدی که خودم تو دلش کاشتم تنها بمونه؟ هیچوقت با خودت نگفتی شاید دردای خودش اونقدر زیاد بود که فقط یکی رو میخواست که بمونه؟ هیچوقت نخواستی دوباره منو ببینی؟ حتی فقط برای چند دقیقه؟ دوباره صدای خندمو بشنوی؟ دوباره بوی عطرمو استشمام کنی؟ دوباره بشنوی که اسمتو با همون لحن همیشگی صدا میزنم؟ هیچوقت نخواستی یکی مثل همیشه قرررربونت بره و تو بگی خودم قربونت میرم؟ هیچوقت دلت برای من تنگ نشد؟ همون منی که یه زمانی همهی دنیامو گذاشته بودم روی بودنت؟ هیچوقت یه گوشه از ذهنت به این فکر نکردی که شاید هنوز یه نفر یه جایی منتظر یه نشونه از توئه؟ شاید هنوز بعضی شبا قبل خواب یادش میفته یه زمانی یه نفر بود که بهش دلگرمی میداد؟ شاید هنوز یه جایی از دلش منتظره برگردی و فقط یه بار بگی بابت تموم دروغایی که گفتی پشیمونی.
یعنی هیچ رعد و برقی تورو یاد ترسِ من ننداخت؟ دیگه هیچوقت وقتی یه گربه… — s — TG.ME
September 4, 2026 769 22