ᵀʰᵉ ᶠᵃʳ ᶜᵒᵘⁿᵗʳʸ
پس ما در ابدیت با سه سطح از کارکنان مستقل سر و کار داریم: اول، سوگماد، مقام متعال؛ دوم، مسافرین اک که قاصدین او و نمایندگان وی هستند؛ و سوم، فرشتگان سامط. این سه در هماهنگی و تفاهم کامل با هم کار میکنند.
عملکرد این سامطها خدمت به سوگماد است در امور برپایی کیهانها، به اجرا درآوردن قانونها و مقررات او؛ سفیران روح این وظیفه را عهدهدارند که از برگشت یکایک روحها به اقلیم اکنکار اطمینان حاصل کنند.
عموماً این تنها وظیفهای است که این دو گروه در اشتراک با یکدیگر دارند؛ به غیر از آن، هر یک راه خویش میرود، بدون اینکه با دیگری تماسی داشته باشد.
این فرشتگان خاموش مکرراً به نحوی از انحا روی زمین ظاهر میشوند؛ اغلب در خرقهٔ فرشتگانی نورانی، مانند آنانی که بر مقبرهٔ مسیح ظاهر شدند و به مریم گفتند که خداوندگارش عزیمت کرده است.
یعقوب در بالای نردبان بهشت با یکی از همینها کشتی گرفت. گاهی در کتب مقدسهٔ قدیم از مسافرین خاموش به این منوال سخن رفته است، یا اینکه شخصی از پدیدهای شگفتآور سخن میگوید که بر وی رخ داده است.
آنطور که پیداست، مسافرین خاموش با حکمرانان طبقات سات نام، رامکار و امکار، یا جات نیرانجان، سر و کاری ندارند.
این خدایان کهتر، تنها کارکنانی میباشند در سلسلهمراتب معنوی سوگماد و هر یک ملزم به اجرای قانونی است که در طبقهٔ مربوطه حکمفرماست. همانگونه که پیش از این گفتم، هیچ یک از این قوانین بر مسافرین خاموش حاکم نیستند. آنها همانقدر آزادانه همچون باد میآیند و میروند. اما یک سفیر خاموش از چه نظر برای تو جالب توجه است؟ اینکه شاید تو بخواهی روزی یکی از آنان شوی، زیرا این اعلیترین منزلت در تمامی کیهانهاست که تو میتوانی بدان دستیابی.
به عبارتی، تو نمیتوانی خود سوگماد شوی؛ تو میتوانی جزئی از او باشی و یا میتوانی همکار سوگماد شوی. تحت هیچ عنوان تو نمیتوانی به خود خدای متعال بدل شوی؛ اگرچه بعضی ادیان اصرار میورزند که اینچنین است، اما تو نمیتوانی چنین کنی؛ برخلاف اینکه هر آنچه یک کشیش یا هر مقام مذهبی از هر کتابی نقل میکند.
تو میتوانی یک مسافر خاموش شوی که نزدیکترین رابطهای است که با سوگماد ممکن است، ولیکن اگر چنین تصمیمی بگیری، آموزشهایی آنچنان پرشدت در انتظارت است که در این جهان زمینی به گوش کسی هم نخورده است. آموزشهایی از جانب بسیاری گزارش شده که برخی لاماها میباید بگذرانند، در مقابل آنچه نامزدهای این مقام باید با آن روبهرو شوند، بازی بچههاست. بسیاری در رسیدن به مقام وجودهای خاموش شکست میخورند.
مثلاً شاید بتوانم بگویم که از میان هر ده هزار نفری که این امتحانات و آموزشها را طی میکنند، شاید یک نفر موفق شود.
نامزدهای این مقام بدون اینکه خود بدانند، از طبقات بالا انتخاب میشوند. بسیار بعید است که کسی که پایینتر از طبقهٔ داسوآن دوار به سر میبرد، برای این دورهٔ آموزشی انتخاب گردد. میتوانم بگویم که نود درصد از کسانی که نامزد مقام مسافرین سامط میشوند، حتی پیش از اینکه در نظر گرفته شوند، هماکنون به طبقات بالای اک رسیدهاند. این وجودهای خاموش میل ندارند هیچ کسی را که آموزشهای جهانهای پایین را به اتمام نرسانیده باشد، مورد آزمون قرار دهند.
زیرا آنها بهتر میدانند که این عمل ممکن است به قیمت از دست دادن روحی تمام شود که در حال تمرین و تلاش جهت دست یافتن به طبقهٔ مناسب خویش است و ناگهان به سوی چیزی رانده میشود که فرسنگها فراسوی اوست.
این وجودهای عجیب، انتخابشدگانند. آنها تنها نگران همپایگان خویشاند؛ زیرا جز در مقابل سوگماد مسئول نمیباشند.
از نقطهنظر آدمیان، این وجودها هم خونسرد و هم بیعاطفه قلمداد میشوند و از جهتی هم در رابطه با دیگران اینچنین میباشند؛ به استثناء این واقعیت که آنها تحت وصایای سوگماد مشغول راندن امور کیهانهای هستیاند. در هر طبقه عدهای از آنها حضور دارند که تحت نظارت یک فرشتهٔ سامط برتر کار میکنند؛ همانند هر گروه از کارکنانی که در مشاغل گوناگون زمینی کار میکنند، از مدیرعامل گرفته تا کارگران.
این موجودات نگران ارواح فردی نیستند، بلکه تنها درگیر مکانیک کیهان هستی میباشند. آنها آنقدر سخت به کار خود مشغول هستند که چیز دیگری برایشان مهم نمینماید؛ آکنده بودن از کلیهٔ فضائل، از قبیل رحمت، مهربانی و سایر فضائلی که به کار آدمیان میآید، از افق دید آنان خارج میباشد. تنها بستگی آنها در رابطه با سه کیفیتی است که چندین بار در اینجا ذکر کردم؛ هستیت، حالیت و حضور؛ تثلیث سوگماد.
🌄 پایان فصل هشتم از کتاب «سرزمینهای دور»
برکت باشد!✨
───────────────ـ
سرزمینهای دور / فصل8
Forwarded fromسرزمینهای دور✨ پال توئیچل
21September 7, 2026 188 24