ᵀʰᵉ ᶠᵃʳ ᶜᵒᵘⁿᵗʳʸ تفهیم این موضوع بسیار دشوار است؛ زیرا در سرزمین‌های… — طـریق معنـوی اکنکار — TG.ME

ᵀʰᵉ ᶠᵃʳ ᶜᵒᵘⁿᵗʳʸ
تفهیم این موضوع بسیار دشوار است؛ زیرا در سرزمین‌های دور نیازی به حرکت نداریم؛ مگر آنکه خود خواسته باشیم و خواست چندان استفاده‌ای به عنوان ابزار برایمان ندارد؛ به دلیل خوشحالی، وجد و شعفی که از در تماس بودن با سوگماد حاصل می‌شود و قادر بودن به سر بردن در جهان‌های بهشتی، نیازی به خواستن چیزی نداریم. بنابراین، خواسته یا آرزو در آن نواحی عملکرد آنچنانی ندارد.

پس رابطهٔ علت و معلولی نمی‌تواند به رابطه‌ای با جهان بالا اطلاق شود؛ زیرا تنها علت است که معنی دارد. این نکته بسیار مهمی است که من می‌خواهم بدان اشاره کنم ـ در جهان بهشتی ممکن است علت وجود داشته باشد؛ ولیکن هرگز معلولی یافت نمی‌شود. تنها در رابطه با نحوهٔ وجودی محدود، جایی که تسلسل هست؛ معلول وجود دارد.

علیت در جهان‌های پایین معنایی ندارد مگر در رابطه با نوعی تغییر و از آنجا که تسلسل نسبی است؛ پس علیت تنها یک نمود می‌باشد. یقیناً در محدودهٔ تجربیات بسیار مفید است؛ ولیکن اعتبار مطلق ندارد.


به این ترتیب، عناصر اصلی زندگی در جهان‌های بالا عبارتند از تسلسل تصاویر موجی و نقاط استراحت. اینها همه در زمینهٔ تثلیثی که در بالا به آن اشاره رفت عمل می‌کنند؛ یعنی هستیت، حالیت و حضور. اینها ارکان تثلیث اک می‌باشند.

امیدوارم که این موضوع را درک کرده باشی. شاید هم اینچنین نباشد؛ ولیکن تو باید پایبندی‌های جهان مادی را بگسلی و به جهان‌های فوقانی وارد شوی تا باقی عمرت را در ابدیت بگذرانی.

علیت نمی‌تواند مداوم باشد؛ چون نمی‌تواند وجود داشته باشد مگر در مسیری از زمان صرف‌شده در عرصهٔ تسلسل و از آنجا که زمان مجازی و مجرد بوده و به جز در رابطه‌ای که طی آن به واقعیتی اطلاق شده باشد؛ وجود حقیقی ندارد. پس علیت نیز نمی‌تواند واقعی‌تر از آن باشد؛ یعنی غیرحقیقی و بلاوجود است. یعنی تمامی تسلسل جهان از همین بلاوجودها تشکیل یافته است. این درست به همان ترتیب است که فکر کنیم اجسام جامد از نقاط، خطوط و سطوحی به وجود آمده باشد.

اینها همه جعلی می‌باشند؛ مفید به قصد انجام منظوری، ولیکن همچنان باقی در حیطهٔ جعل و اوهام. در جهان‌های فوقانی علت می‌باید رویدادی واقعی باشد و چون در این جهان‌ها هیچ‌گونه پاره‌ای از زمان واقعی حضور ندارد؛ پس محلی جهت علت یافت نمی‌شود؛ بنابراین علیت در جهان‌های بالا تداوم ندارد و متأسفانه علیت نیست؛ بلکه تنها یک نمود است.

می‌توانی ببینی که یگانگی در جهان‌های بهشتی وجود ندارد. حتی منطق هم نیست و یا رابطه‌ای منطقی دال بر لزوم هیچ علتی. اگر بخواهیم از اصطلاحات زمینی استفاده کرده باشیم؛ باید بگوئیم که دور از دلیل و منطق نیست که ادعا کنیم اگر ما از یگانگی درون یک رابطهٔ حقیقی آگاهی حاصل کنیم؛ زنجیرهٔ علت و معلولی و کثرت خالص آن در این طبقه شکسته خواهد شد و هر تلاشی که در جهت قابل حس کردن آنچه واقعی می‌نامیم به کار بسته شود؛ بی‌نتیجه خواهد ماند.

با اندیشهٔ عمیق‌تر، این را هم در می‌یابیم که علیت متافیزیکی (ماوراءالطبیعه) به منزلهٔ یک امر ضروری و اجتناب‌ناپذیر کاملاً بیهوده و بی‌معناست. زیرا امکان وجود منطق را به عنوان چیزی تأیید می‌کند که وجود ندارد و این یقیناً هنگامی برای فرد مسجل‌تر می‌شود که از این طبقهٔ خاکی جدا شده و به طبقات بهشتی سفر کند.

منطق اساساً وجود ندارد؛ بنابراین وقتی از نقاط استراحت در ابدیت استفاده می‌کنی؛ به هیچ عنوان به این معنی نیست که از یک الگوی رفتاری مکانیکی تابعیت می‌کنی. این را قبلاً هم اشاره کرده‌ام. بلکه این اقدام برایت فرصتی می‌آفریند که در آن از قوهٔ ابتکار خود استفاده کنی.

سوگماد در محدودهٔ قوانین خودساخته به سر می‌برد و تو هم به‌مانند وی می‌باید که در این جهان قانون خودت را بسازی و تحت قانون خودت زندگی کنی.


───────────────ـ
سرزمین‌های دور / فصل8
❤22
September 6, 2026 188 20