-پرونده بلا و درخت نارون
جسدی بینام، یک درخت توخالی و سه نظریه عجیب: جاسوسی نازیها، آیینهای جادوگری یا یک قتل مرموز.
بیش از هشتاد سال از کشف این جسد میگذرد، اما هنوز هیچکس نمیداند این زن واقعاً چه کسی بود، چرا کشته شد و چه کسی جسدش را درون درخت پنهان کرد.
#Par1
ماجرا از ۱۸ آوریل ۱۹۴۳، در میانه جنگ جهانی دوم، آغاز شد؛ در منطقهای جنگلی به نام هاگلی وود، در ووسترشر انگلستان.
آن روز، چهار نوجوان برای پیدا کردن لانه پرندگان وارد جنگل شده بودند. یکی از آنها چشمش به یک درخت نارون قدیمی افتاد که تنهای توخالی داشت.
نوجوان برای بررسی داخل تنه خم شد، اما بهجای لانه پرندگان، با چیزی روبهرو شد که انتظارش را نداشت: یک جمجمه انسان.
آنها بلافاصله پلیس را خبر کردند.
وقتی مأموران به محل رسیدند و درخت را بررسی کردند، مشخص شد که ماجرا بسیار هولناکتر از چیزی است که تصور میکردند.
درون تنه درخت، بقایای جسد یک زن پنهان شده بود؛ زنی که هیچکس نمیتوانست هویتش را مشخص کند.
اما عجیبترین بخش پرونده هنوز اتفاق نیفتاده بود.
حدود یک سال بعد، نوشتهای مرموز روی دیوارهای بیرمنگام ظاهر شد؛ نوشتهای که نامی را مطرح میکرد که قرار بود برای همیشه با این جنایت گره بخورد:
«چه کسی بلا را درون درخت نارون گذاشت؟»
اما بلا چه کسی بود؟
و چرا کسی باید جسد یک زن را درون تنه درخت پنهان میکرد؟
#Part2
وقتی پلیس بقایای جسد را از درخت بیرون آورد، تحقیقات برای شناسایی قربانی آغاز شد.
بررسیها نشان میداد که بقایا برای مدت طولانی درون تنه درخت باقی ماندهاند. بر اساس برآوردهای تاریخی، احتمال داده میشد زن حدود یک سال و نیم تا دو سال پیش از کشف جسد جان باخته باشد؛ یعنی احتمالاً در سالهای ۱۹۴۱ یا ۱۹۴۲.
بااینحال، تعیین تاریخ دقیق مرگ امکانپذیر نبود.
از لباسهای باقیمانده قربانی نیز اطلاعاتی به دست آمد. در روایتهای مربوط به پرونده، به دامن و کفش اشاره شده است؛ اما این اطلاعات برای شناسایی او کافی نبودند.
هیچ مدرک شناسایی قطعی همراه جسد پیدا نشد.
نه نامی، نه نشانی و نه سرنخی که بتواند با اطمینان مشخص کند این زن چه کسی بوده است.
شرایط جسد و امکانات محدود پزشکی قانونی در دهه ۱۹۴۰ نیز کار شناسایی را دشوارتر میکردند.
اما یک سؤال مهم وجود داشت: آیا زن بهطور اتفاقی در آن درخت قرار گرفته بود؟
محل قرار گرفتن جسد این احتمال را تقویت میکرد که فردی پس از مرگ، بقایا را به داخل تنه توخالی منتقل کرده باشد.
اگر چنین بود، کسی عمداً تلاش کرده بود جسد را از دید دیگران پنهان کند.
اما چرا؟
آیا قاتل تصور میکرد کسی هرگز داخل درخت را بررسی نخواهد کرد؟
آیا میخواست جسد برای همیشه ناپدید شود؟
یا انتخاب آن درخت دلیل دیگری داشت؟
پلیس پاسخی برای این سؤالها نداشت.
مهمتر از همه، هنوز نمیدانستند قربانی چه کسی بوده است.
زنی که احتمالاً زندگی، خانواده و گذشتهای داشته، حالا به جسدی ناشناس تبدیل شده بود که حتی نامش را هم نمیدانستند.
و درست زمانی که تحقیقات با این بنبست روبهرو شده بود، سرنخی عجیب ظاهر شد؛ سرنخی که بهجای حل معما، آن را پیچیدهتر کرد.
#Part3
حدود یک سال پس از کشف جسد، نوشتهای عجیب روی دیوارهای بیرمنگام ظاهر شد:
Who put Bella down the Wych Elm?
ترجمه:
«چه کسی بلا را درون درخت نارون گذاشت؟»
این جمله بهسرعت توجه مردم را جلب کرد.
چرا کسی باید درباره جسدی که در جنگل پیدا شده بود، چنین نوشتهای روی دیوار بنویسد؟
و مهمتر از آن، نویسنده از کجا نام «بلا» را میدانست؟
تا آن زمان، هویت قربانی بهطور قطعی مشخص نشده بود. بااینحال، این نوشته نامی را مطرح میکرد که بعدها به مشهورترین بخش پرونده تبدیل شد.
از آن پس، مردم زن ناشناس را با نام «بلا» میشناختند.
اما هیچ مدرک قطعی وجود نداشت که ثابت کند بلا نام واقعی قربانی بوده است.
شاید نویسنده، نام او را میدانست.
شاید این نام یک لقب خصوصی بود.
یا شاید کسی صرفاً برای جلب توجه، نامی را انتخاب کرده بود و آن را به پرونده پیوند زده بود.
حتی هویت نویسنده گرافیتی نیز مشخص نشد.
آیا او قاتل بود؟
آیا از نزدیکان قربانی بود؟
آیا شاهد چیزی بوده که پلیس از آن خبر نداشت؟
یا فقط فردی بود که میخواست معمای این جسد ناشناس را زنده نگه دارد؟
هیچکس پاسخ این پرسشها را پیدا نکرد.
بااینحال، همین یک جمله باعث شد پرونده از یک قتل حلنشده فراتر برود و به یکی از مرموزترین داستانهای جنایی بریتانیا تبدیل شود.
از آن زمان، یک سؤال دائماً تکرار شده است:
چه کسی بلا را درون درخت نارون گذاشت؟
#Part4
نظریه جاسوسان نازی
وقتی جسد بلا پیدا شد، جنگ جهانی دوم هنوز ادامه داشت.
بریتانیا درگیر جنگ بود و نگرانی درباره جاسوسان آلمانی، عملیات مخفیانه و شبکههای اطلاعاتی بخشی از فضای آن دوران محسوب میشد.