رفته بودم خرید. چند بار قیمت‌ها را نگاه کردم (کاری که تا سال گذشته… — • رایمون — TG.ME

رفته بودم خرید. چند بار قیمت‌ها را نگاه کردم (کاری که تا سال گذشته هرگز انجام نمی‌دادم). قیمت‌ها را نگاه کردم و داغ شدم و فحش نثارش کردم (خودتان می‌دانید نثارِ کی) و بعد بعضی چیزهایی که برداشته بودم را گذاشتم سر جایش. این مدت یاد گرفته‌ام که دیگر نگویم فلان چیز گران شده؛ یاد گرفته‌ام که فلان چیز را نخرم. و نمی دانم این «نخریدن‌ها» قرار است تا کِی ادامه داشته باشد. اصلن برای چی داریم کار می‌کنیم پس؟ چندتا چیز خریدم و چندده‌تا چیز را هم نخریدم و برگشتم خانه، وسایل را گذاشتم روی میز و برای خودم چای ریختم. کاش این چای را از ما نگیرند لااقل. زندگی عجب‌تر شده. چیزی نمی‌خری، پولت را نگه می‌داری (چقدر هم که زیاد است) و آخر ماه نمی‌فهمی پولت را به کجای گاو زده‌ای. خوش به حالِ گاو. دشمنِ قاتلِ احمقِ گنده‌گوز ندارد لااقل.
August 28, 2026 3.1K 50