این فایل صوتی را قبل از انتشار پاسخ متنی آقای نوروزی ضبط کرده بودم و برای مرکز طرحی نو فرستاده بودم. بایستی متن اخیر ایشان را سر فرصت و با دقت بخوانم. اگر لازم به توضیحات بیشتر بود خواهم نوشت. پس از جلسه بابت فضایی که پیش آمد و فشاری که به آقای نوروزی وارد شد ناراحت بودم. طی روزهای گذشته تلاش داشتم زاویه نگاه ایشان و همفکرانشان به کتاب را بهتر بفهمم و به این فکر کنم چرا زاویه نگاه ما برای افرادی به خوبی فهم نمیشود و ذهنشان سراغ وهم و توطئه میرود. به باورم همه ما در قبال این موضوع مسئول هستیم. حالا ممکن است هر کدام مساله را به نحوی و از زاویهای تعریف کنیم و برای آن پروژهای ارائه دهیم و پی بگیریم. به آقای نوروزی حق میدهم بابت جلسه نقد ناراحت و مکدر باشند اما در اشتباهند که آن را "عنادورزی آشکار" بدانند، اصل نقدها را تخاصم شخصی جلوه بدهند، و بدتر سراغ تحلیل روانکاوانه منتقدها بروند. من در نقدهای خودم جدی بودم ولی بیاحترامی نکردم. به کتاب ایشان کار داشتم و نه خودشان. تا جایی که من این کتاب را بررسی کردم جایگاه آن را به عنوان نظریهپردازی در روانکاوی مردود و منتفی میدانم. اما برای اندیشههای ایشان شان پژوهشی و ارزش علمی قائلم، اگر مسیر حرفهایتری در پیش بگیرند. اختلاف نظر ما سر اولویت اصولی "مسالهها" است. نهاد روانکاوی اعتبار و مشروعیت خود را از نهاد کلینیک، نهاد کلینیک از نهاد علم و نهاد علم از جامعه میگیرند، نه برعکس. مشکل محوری و بنیادی کار آقای نوروزی استغراق در روانکاوی است بدون تمکین به پشتوانه مشروعیتبخش نهادی آن. ماجراجویی بیپروا در روانکاوی است با فراموشی مسئولیت اجتماعی آن. پهلو میزند به پارادایمی که شماری روانکاوان وطنی میگفتند این مهم است که روانکاوی شویم، حتی اگر بدون شفابخشی. در فضای مناقشههای هویتی است که چه کسی روانکاو است چه کسی نیست با اینکه برای خود مراجعان اهمیت و حتی موضوعیت نداشت، که دنبال مرهمی برای روانزخمهای خود بودند نه این بازیهای نام و نشان. هر عنوانی اعم از مولف، مترجم، درمانگر و ... را دیگری میدهد، نه اینکه خودمان اعلام کنیم و طلبکار آن شویم. دیگری کار ما را بر اساس قواعد میسنجد و نام ما را با عنوان متناسبِ آن بازشناسی میکند. نمیتوانیم با اولین عرض اندام نمادین پیشاپیش حکم دهیم و سرخود مدعی عنوان مولف و متفکر شویم که راه را هموار نمائید و ای مغرضان و مریضان مزاحم احوال نشوید. دیگری باید ما را با فروید و لکان مقایسه کند نه خودمان. توجیه روششناسی از طریق شبیهسازی کاریکاتوری با کار نوابغ روانکاوی از سر بدفهمی علمی و عدم آگاهی از راه و رسم عقلانی است. هزاران نفر در گوشه و کنار راه لکان را رفتهاند و سر از ناکجا درآوردهاند. راه لکان با امضای خود لکان موجه است. حال علی نوروزی و هر کسی حتما این حق را دارند متناسب با ایدههایشان قدم در راههای نویی بگذارند اما وقتی آن را به اشتراک میگذارند و افرادی را به همراهی فرامیخوانند دیگران هم قطعا حق دارند خطرات این راه و ایرادات این کار را تذکر دهند. عصبیت و عصبانیت نسبت به سهلانگاری و اهمالکاریهای احتمالی کاملا شریف و بجا است.
7
5
1