حمید رسایی: post #32095 — TG.ME


♻️ پشت پرده حمله به یک سپر دفاعی به نام صدا و سیما:

https://t.me/rasaee/32094

🔰 حمید رسایی: صداوسیما در جنگی که ۱۲ روز و ۴۰ روزه نام گرفته، تنها رسانه‌ای بود که بدون قطعی و با وضوح کامل ایستاد. در حالی که زیرساخت‌های مخابراتی و اینترنتی‌اش هدف حملات سایبری و موشکی قرار گرفت، این سازمان با پخش لحظه‌ای اخبار، هشدارهای پدافندی و پیام‌های آرامش‌بخش، ستون فقرات آرامش روانی جامعه شد.

حتی وقتی موشک‌های اسرائیل به ساختمان شیشه‌ای و برخی مراکز این سازمان اصابت کرد و چند تن از همکارانش شهید شدند، پخش زنده قطع نشد. این یعنی دشمن فهمید این رسانه دیگر صرفاً یک «تلویزیون» نیست؛ یک سپر روانی است و دلیل فشار خارجی دقیقاً همین نقطه قوت بود.

آمریکا و اسرائیل وقتی مستقیماً به یک مرکز رسانه‌ای حمله نظامی می‌کنند، یعنی دیگر از اختلال در پخش یا جنگ روایت‌شناختی ناامید شده‌اند. ضربه نظامی، اقرار به شکست در جنگ نرم است. اگر صداوسیما در آن روزها ضعیف عمل کرده بود، نیازی به بمباران فیزیکی آن نبود؛ همان اختلالات سایبری کافی بود. پس حملات خارجی، گواه ملموس موفقیت است، نه نشانه ضعف.

اما چرا داخلی‌ها مثل سران قوا و برخی مسئولان دولتی به یک نهاد «موفق در جنگ» فشار می‌آورند و با دوگانه‌سازی‌های خود فضا را غبارآلود می‌کردند؟ پشت‌پرده این هجمه را در سه لایه عمیق‌تر می‌توان بررسی کرد.

۱. بازی «قدرتِ روایت»؛ سیما برنده جنگ روایت‌ها شد
در طول جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه، صداوسیما با مدیریت افکار عمومی، پازل خبری را طوری چید که هیچ خلأ اطلاعاتی برای سوءاستفاده دشمن باقی نگذاشت. بالطبع نتیجه این مدیریت، یعنی انحصار روایتِ رسمی از دست جریان‌های سیاسی خارج شد و به یک نهاد مستقل و مردمی سپرده شد. برخی جریانات سیاسی که عادت داشتند با شایعه و تحلیل‌های جهت‌دار، افکار عمومی را مدیریت کنند، یکباره دیدند مردم تنها به تصاویر و اخبار سیما اعتماد می‌کنند. این شکستِ راهبردی برای آنها، گرانتر از هر شکست سیاسی بود.

۲. تلاش برای بازگردادنِ گفتمانِ انفعالی و انتقام از روایت واحد
جنگ تمام شد و اصلاح‌طلبانِ غربگرا که سال‌ها روی دوگانه مذاکره و تعامل با غرب یا جنگ سرمایه‌گذاری کرده بودند به یکباره پای خود را در هر دو گزینه دیدند. هم مذاکره کرده بودند و هم شاهد موشک روی میز مذاکره بوده‌اند!

اینجا بود که نمایش اقتدار سیما در جنگ و پوششِ لحظه‌ایِ ایستادگیِ مردم، عملاً کارنامه‌ی انفعالیِ آنها را به چالش کشید. این جریان واداده نیاز داشت تا فضای بعد از جنگ را با «روایتِ سازش» پر کند تا ضعف‌های گفتمانی‌اش را بپوشانند، اما سیما با تصویرِ واقعیِ میدان، این فضا را برایشان تنگ کرد. از این رو، حمله به سیما، حمله به مهمترین سندِ ناکارآمدیِ خودشان بود و چه راحت برخی از سران در این دام افتادند.

۳. ابزاری برای «خفه کردنِ صدایِ ملی»؛ سناریویِ حذفِ رقیبِ بی‌طرف
در نظام سیاسی ایران، معمولاً هر جریانی به دنبال «رسانه‌یِ خودش» است. اما صداوسیما با ایستادن روی خط ملی، عملاً خارج از دایره‌یِ بازی‌های جناحی عمل کرد. این برای کسانی که عادت دارند با تریبون‌های اختصاصی، حرف خود را به کرسی بنشانند، یک «خطر وجودی» محسوب می‌شود. لذا سناریویِ فعلی، حذفِ یک رقیب مستقل از میدانِ رسانه است؛ رقیبی که حتی در اوج حملاتِ دشمن، محبوبترینِ میدان بود.

نتیجه نهایی:
فشار جریانات داخلی به صداوسیما، نه نقدِ عملکرد، که تلاشی مذبوحانه برای بازگرداندنِ فضایِ قبل از جنگ است؛ فضایی که در آن، هر جریانی می‌توانست با روایتِ خود، مردم را مدیریت کند. سیما با نمایشِ وحدت ملی، این بازی را بر هم زد و حالا هر یک ازاین چهره‌ها به دلیلی به دنبالِ شکستنِ این سدِّ دفاعی هستند تا بار دیگر، افکار عمومی را به انحصارِ خود درآورند.

🇮🇷 کانال حمید رسایی را به دوستانتان معرفی کنید:
🇮🇷 @rasaee
August 29, 2026 1.6K 19