♻️ «جهاد» برای «حیات»/ پاسخی به دوگانه سازی فریبکارانه جریان غربگرا میان «جنگ» و «زندگی»(بخش دوم)
ادامه یادداشت:
🔰حمید رسایی: پاسخهای دقیق، عقلانی و منصفانه به این سوالات مهم، تا حد زیادی دوگانه «جنگ/زندگی» را حل میکند.
اگر از سویی به دنبال «زندگی با ثبات، شرافتمندانه و آزادانه» هستیم و از سوی دیگر با دشمنی مواجه هستیم که فقط زبان زور و قدرت می فهمد، نه زبان منطق و قانون؛ دشمنی که سیریناپذیر است و خواستههایش انتها ندارد؛ به دنبال ضعیف کردن ما و غارت منابع ما و بلعیدن ماست، به هیچ تعهد و تفاهمی پایبند نیست و اختلاف ما با او ماهوی، ذاتی و وجودی است، نه مصداقی و ناشی از یک سوءتفاهم ساده و جنگ را هم او آغاز کرده نه ما، و از همه مهمتر اینکه تجربههای متعدد گفت و گو با او نیز همگی منجر به شکست شده، آنگاه برای داشتن زندگی باثبات، شرافتمندانه و آزادانه در مقابل چنین دشمنی که «دشمن زندگی» ماست، راهی جز جنگ و جهاد و مقاومت تا زمانی که به «بازدارندگی کامل» برسیم، باقی نمیماند.
این، حکم «عقل» است، نه حکم «احساس» و «عاطفه». درواقع کافی است دشمنی با چنین ویژگی هایی و زندگی با چنین ویژگیهایی را «تصور» کنیم، آنگاه خودبخود مبارزه و جهاد با او را «تصدیق» خواهیم کرد.
به دلیل این حکم عقلانی و تجربی است که در منابع دینی ما نیز میان «جهاد» با «حیات» و «زندگی» ملازمه برقرار شده است که در ادامه به چند نمونه اشاره خواهیم کرد.
امام علی بن ابیطالب(ع) در روایت مهمی سلامتی و امنیت که شرط ابتدایی هر «زندگی» است که با استقامت در برابر دشمن ملازم می دانند:
«مَن طَلَبَ السَّلامَة لَزِمَ الإِستِقامَة؛ هر کس(فرد یا ملتی) که میخواهد سالم بماند (و امنیت داشته باشد)، باید استقامت ورزد.» (میزان الحکمه؛ ج۹، ص۵۹۱)
همچنین زمانی که حضرت در جنگ صفین یارانشان را برای آزاد کردن آب، به نبرد با معاویه دعوت میکردند، فرمودند:
«رَوُّوا اَلسُّيُوفَ مِنَ اَلدِّمَاءِ تَرْوَوْا مِنَ اَلْمَاءِ؛ شمشيرتان را از خون آنان سيراب كنيد تا از آب سيراب شويد.» (نهج البلاغه؛ خطبه ۵۱)
«آب»، زندگی بخش است. امام(ع) در این بیان، با تشبیهی زیبا میفرمایند اگر میخواهید از «آب» سیراب شوید و «زندگی»تان ادامه یابد، باید شمشیرهایتان را از «خون» دشمن سیراب کنید. یعنی اساساً «جهاد» هرچند بهصورت مقطعی، آسیبهایی ایجاد خواهد کرد، اما در بلندمدت برای جامعه، «زندگی بخش» است، نه «زندگیسوز».
همچنین حضرت در جملات دیگری، یکی از نتیجه ترک جهاد را هجوم آوردن بلاها در زندگی و محروم شدن از عدالت و انصاف و محروم شدن از استیفای حق بیان می دارند:
«فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اَللَّهُ ثَوْبَ اَلذُّلِّ وَ شَمِلَهُ اَلْبَلاَءُ وَ دُيِّثَ بِالصَّغَارِ وَ اَلْقَمَاءَةِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِيلَ اَلْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْيِيعِ اَلْجِهَادِ وَ سِيمَ اَلْخَسْفَ وَ مُنِعَ اَلنَّصَفَ؛ هركس جهاد را خوش ندارد و آن را واگذارد، خداوند لباس خوارى بر تن او مىپوشاند و غرق در بلا و مصيبتش مىكند و به پستى و حقارت گرفتار مىآيد و بر قلبش پردۀ سفاهت مىافتد و به خاطر ضايع كردن جهاد حق از او گرفته مىشود و به ذلت و خوارى محكوم، و از انصاف محروم مىگردد.»(نهج البلاغه؛ خطبه ۲۷)
همچنین حضرت در نکوهش کسانی که جهاد با دشمن را ترک میکنند می فرمایند:
«وَ اَيْمُ اَللَّهِ لَتَحْتَلِبُنَّهَا دَماً وَ لَتُتْبِعُنَّهَا نَدَماً؛ به خدا سوگند (با اين سستىها و با واگذاری میدان جنگ به معاویه وتن دادن به خلافت او) به جاى «شير»، «خون» خواهيد دوشيد و پشیمانی جانكاه را در پى خواهيد داشت.» (نهج البلاغه؛ خطبه ۵۶)
تعبیر و تشبیه زیبای «لَتَحْتَلِبُنَّهَا دَماً»(دوشیدن خون بجای دوشیدن شیر)، میتواند بیانگر این نکته باشد که با ترک جهاد و واگذاری میدان جنگ به دشمن، بهجای زندگی بهتر، زندگی پر از رنج و فقر و بدبختی خواهید داشت.
خداوند در قرآن کریم «قصاص» را «حیات بخش» و «زندگی بخش» میداند؛ حال زمانی یک «فرد» که اقدام به قتل فرد بی گناهی میکند باید قصاص شود و زمانی دشمن متجاوز به یک کشور:
«وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ ﺍﻱ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﺧﺮﺩ! ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻗﺼﺎﺹ ﻣﺎﻳﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺳﺖ، ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺑﭙﺮﻫﻴﺰﻳﺪ.» (بقره: ١٧٩)
بخش اول یادداشت را اینجا بخوانید:
https://t.me/rasaee/32092
🇮🇷 کانال حمید رسایی را به دوستانتان معرفی کنید:
🇮🇷 @rasaee
August 29, 2026 1.3K 4