♻️ «جهاد» برای «حیات»/ پاسخی به دوگانهسازی فریبکارانه جریان غربگرا میان «جنگ» و «زندگی»(بخش اول)
🔰 حمید رسایی: یکی از کارویژه ها و تخصص های جریان غربگرا، ایجاد دوگانه های گفتمانی کاذب و شکل دادن دوقطبیهای اجتماعی است؛ بگونه ای که گویی حیات سیاسی شان در این کار است.
اخیرا نیز برخی افراد و جریانات غربگرا در محافل سیاسی، رسانه ای و روشنفکری به دوگانهسازی جدیدی روی آوردهاند؛ دوگانه «جنگ» و «زندگی».
این دوگانه البته در دهه نود با عنوان «مقاومت/معیشت» مطرح شده بود و سخنان انتخاباتی حسن روحانی که می گفت «هم باید چرخ سانتریفیوژ بچرخد و هم چرخ زندگی مردم» در راستای همین دوگانهسازی گفته شده بود و اساساً همه سیاستگذاریهای دولت فاجعه بار حسن روحانی، در عرصه های اقتصادی، سیاست خارجی، رسانه ای و ... در همین راستا تعریف شده بود؛ که نهایتا چرخ هیچکدام هم نچرخید.
این بار، همان دوگانه «مقاومت/معیشت» دهه ۹۰ با ادبیات دیگری توسط همان جریان بازتولید شده است: «جنگ/زندگی» یا «جهاد/حیات» یا «موشک/ معیشت».
سوگمندانه باید گفت سخنان اخیر برخی مسئولان ارشد کشور، مانند آقایان پزشکیان و قالیباف نیز همچون سخنان حسن روحانی در دوران ریاست جمهوری اش، کاملا در راستای تقویت این دوگانه سازی غربگرایان است.
اما جملات و گزاره های اصلی این جریان چیست؟ می گویند:
👈 «زندگی و حیات و معیشت، با جنگ و جهاد و مقاومت منافات دارد.»
👈 «اگر زندگی می خواهیم، نباید بجنگیم و برای اینکه نجنگیم باید با دشمن بسازیم و به او باج بدهیم و از اصولمان کوتاه بیائیم.»
👈 «با مردم گرسنه نمی توان جنگید»
👈 «توان نظامی خوب و لازم است، ولی اگر توان معیشتی و اقتصادی نباشد، توان نظامی به کار نمی آید»
👈 «موشک مهم است، ولی مردم مهمترند»
و ...
در پاسخ به این دوگانهسازی دروغین و فریبکارانه باید به چند نکته توجه کرد:
1⃣ اولا برخی از این افراد و جریانهای سیاسی طوری از «زندگی» حرف می زنند و بگونه ای خود را «دلسوز مردم» نشان می دهند که گویی فقط آنها به فکر زندگی مردم هستند و دیگران ضدزندگیاند.
جالب تر اینکه کسانی خود را دلسوز و مدافع زندگی مردم نشان می دهند که خودشان یا وابستگانشان سالها در این کشور مسئولیت داشتند، حقوقهای نجومی میگرفتند و با سیاستهای اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی غلطشان، حتی یک زندگی معمولی را از مردم سلب و «زندگی» را به کام مردم «تلخ» کردند؛ ازدواج و فرزندآوری را به تأخیر انداختند؛ خانه دار شدن مردم را تبدیل به آرزو کردند و ...
قرآن کریم می فرماید برخی ها به دروغ طوری از «زندگی» حرف میزنند که انسان را به تعجب وامیدارند:
«وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ؛ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩم ﻛﺴﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﺎﺭﺵ ﺩﺭباره ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﻧﻴﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ به تعجب می اندازد، ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﺷﺎﻫﺪ ﻣﻰﮔﻴﺮﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎلی ﻛﻪ ﺳﺮﺳﺨﺖﺗﺮﻳﻦ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺍﺳﺖ.» (بقره: ٢٠٤)
2⃣ پیش از پرداختن به دوگانه «جنگ/زندگی» باید به چند سؤال مهم پاسخ داد. سوالاتی که پاسخ به آنها به حل این دوگانه کمک شایانی خواهد کرد؛ سوالاتی پیرامون «جنگ» و سوالاتی پیرامون «زندگی»:
۱. جنگ را چه کسانی آغاز کردند؟ ما یا دشمنان ما؟
۲. آیا کسانی که جنگ را آغاز کردند، زبان «منطق» و «استدلال» و «قانون» را می فهمند یا فقط زبان «زور» و «قدرت» می فهمند؟
۳. آیا دشمنان ما در صورت تسلیم شدن ما، برای ما رفاه و امنیت بیشتر رقم می زنند یا ایرانِ تسلیم شده آمریکا و اسرائیل، ایران غارت زده، ناامن و تجزیه شده و ... است؟
۴. آیا اساساً اختلافی که منجر به جنگ شد، اختلافی «مصداقی»، «عارضی»، «موسمی» و «قابل حل» است یا اختلافی «ذاتی»، «راهبردی»، «هویتی»، «وجودی»، «دائمی» و «غیرقابل حل»؟
۵. با دشمنی که به هیچ تعهدی پایبند نیست و هروقت دلش بخواهد و منافعش اقتضا کند تعهداتش را نقض میکند، خواستههایش حد یقف ندارد، وسط مذاکره حمله می کند و ...، چگونه میتوان به تفاهم رسید؟ آیا اساساً تفاهم با چنین دشمنی قابل تصور است؟
۶. تجربه های متعدد گفت و گو و مذاکره با این دشمن به چه نتیجهای رسید؟
۷. ما به دنبال کدام نوع از «زندگی» هستیم؟ زندگی «پایدار و با ثبات» یا زندگی «معلق و ناپایدار»؟ زندگی «شرافتمندانه و عزتمندانه» یا زندگی «غیرشرافتمندانه و حقیرانه»؟ میخواهیم «گاو شیرده» باشیم یا «ملّت آزاده»؟
ادامه یادداشت در لینک زیر:
https://t.me/rasaee/32093
🇮🇷 کانال حمید رسایی را به دوستانتان معرفی کنید:
🇮🇷 @rasaee
August 29, 2026 1.2K 5