زمانه وار اگر میپسندیام کر و لال
به سنگ فرشِ تو این خونِ تازه باد حلال
مجالِ شکوه ندارم، ولی ملالی نیست
که دوست جانِ کلامِ من است در همهِ حال
قسم به تو که دگر پاسخی نخواهم گفت
به واژهها که مرا بردهاند زیرِ سؤال
تو فصلِ پنجمِ عمر منی و تقویمم
به شوق توست که تکرار می شود هر سال
تو را ز دفتر «حافظ» گرفتهام، یعنی
که تا همیشه ز چشمت نمینهم ای فال
مرا ز دست تو این جان بر لب آمده نیز
نهایتی ست که آسان نمی دهم به زوال
خوشا هر آنچه که تو باغ باغ میخواهی
بگو، رسیده بیفتم به دامنت یا کال؟
اگر چه نیستم آری «بلور با رفتن»
مرا ولی نشکن، گاه قیمتی ست سُفال
بیا عبور کن از این پل تماشایی
ببین چگونه گذر کرده ام ز هر چه محال
ببین بجز تو که پامالِ درهات شده ام
کدام قلعهنشین را نکردهام پامال
تو کیستی؟که سفر کردن از هوایت را
نمی توانم، حتی به بال های خیال
#محمدعلی_بهمنی❤️🦋
@raminAbassi
September 2, 2026 14 1